دیروز..از شوهرم
مسافرت بودیم گفتم به بچه لباس گرم بده نداد سرماخورد..گفتم چرا ندادی مریض شد..اونم گفت برگردیم..
برگشتیم تو خونه دعوا کرد و گفت فلانم تو اول و آخرت..😔یه پسر داریم یه دختر چند روزه.. گفت یه دونه هم زاییدی که اگر میخواستیم کاریم بکنیم نشه و موندی تو گلوم..بعد زد تو سرم و گفت گمشو خونه.. گریه کردم گفت بلند شو ناهار بده ببینم و آبغوره نگیر..
انقدر ناراحت شدم که الان شیرم کم شده و بچه هی شیر میخواد و سیر نمیشه..😔😔😔