چرا من هر دعایی میکنم در حق دیگران اجابت میشه اما در مورد خودم نه دختر عمم وعمم مدام بهم طعنه میزدن اذیت میکردن میگفت تا من ازدواج نکنم حق ازدواج نداری منم وقتی خیلی داغون می شدم گریه می کردم به خدامیگفتم میبخشم از خدا میخواستم یه قسمت خوب بده اما بعد ازمن امسال تو حرم دعا کردم خواستگارم برگرده مدام طعنه های اطرافیان رو به آقا می گفتم گفتم اگر دختر عموم ازدواج کنه طعنه هاشون بیشتر میشه از اقا خواستم یه قسمت خوب نصیبش کنه اما بعد ازمن ولی حالا اون داره ازدواج میکنه با همونی که من دوستش داشتم چرا یعنی اینقدر گناهکارم
مثل الان من نمیدونم اخلاقم خوبه و یا بد ولی اگر بهم توهین کنند نمی تونم بد دهنی کنم یا طعنه بزنم حتی اگر دلم به شدت بسوزه وبد هیچ کس رو نمی خوام و نخواستم حتی تو دعا کردن اما اینا خاصن به خدا ولم نمی کنن با نیش و کنایه هاشون