ما دوساله باهم هستیم خیلی باهم خوبو صمیمی هستیم من واقعا عاشقش هستم و دلم میخواد بهش برسم اما ی سری مشکلاتی وجود داره ک خاتواده اون برامن راضی نمیشن البته هیچوقت پیشنهاد منو ب خانوادش نداده ولی مطمئنیم ک راضی نمیشن حالا من چند روزه خطمو خورد کردم بهش گفتم یا بیا یابرو من دیگه اینجوری نیستم گفت نمیشه خانواده من نمیزارن منم گفتم جلوت نگرفتم برو بعدم خطمو خاموش کردم بعد این هی میره ب خواهرم پیام میده ک ناراحتم و فلانو بسانو اینحرفا دیشب زنگ زده بود ب خواهرم خیلی ناراحتی کرده بود منم بهش پیام دادم گفتم بیخیال شو دیگه من نیستم یا بیا یا برو گفت یچیزی بگم قبول میکنی گفتم بگو گفت بیا بریم یواشکی عقد کنیم با مامانتم صحبت میکنیم بعد من یواش یواش ب خانوادم میگم من گفتم اینجوری نمیتونم بابام اگر بفهمه منو میکشه میگه تو میخوای من خانوادمو از دست بدم ولی خودت حاظر نیستی کسیو از دست بدی بنظرتون چیکار کن با همچین ادمی