2777
2789

بدترین کابوس من چندسال پیش خواب دیدم از بیرون اومدم دیدم همسرم یه زن دیگه گرفته اسمش آناهیتا  چشماشم سبز بود.با مادرش و شوهر من نشسته بودن میوه می خوردن. بعد آناهیتا خانم کفت بالکن رو شستم خونه رو هم جاروبرقی کشیدم. شوهرم هم خیلی ریلکس داشت لبخند میزد یهو جیغ کشیدم و از خواب بیدار شدم.خواب خیلی بدی بود یه حس خیلی بد بهم دست داد تا یه ماه از شوهرم متنفر بودم دلم میخواست تیکه پاره ش کنم😠 تا کم کم توجیه شدم که یه خواب بوده فقط😄

یکی از کابوس های تکرار شونده م اینه که تو یه خیابون و محل خاص گم میشم و راه خروج پیدا نمیکنم و ازمادربزذگم که چند سال قبل تولد من فوت شده کمک میخوام.

ولی هرشب خواب مادر مو میبینم😔😔 خواب میبینم که مثل بچگی هام دستشو گرفتم و جایی میریم

فرزند ایران و جان فدای میهن 🥀💔 جمله ای که اندوهی سخت به قلبم می آورد.... بله من منطقی تصمیم میگیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری میکنم🙂😕 کتاب، شعر، موزیک و فیلم حالمو خوب میکنن🌿

این حالتی که گفتم میفهمم خوابم ولی اختیار ندارم که بیدار بشم دقیقا شبیه بختک. یک حس فلج بودن داره که ...

واااای دقیقا من اینطورم موقع خواب دیدن😭

دنیـامثل‌مادرت‌نیس‌که‌ظـهرسرش‌دادبـزنی‌شب‌واسه‌شـام‌صداکنه‌،دنـیاولت میکنه‌که‌‌ازگشنـگی‌بمیری!!!

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز