من با دامادمون راحتم، و اعتماد بینمون بسیار برقراره.
یعنی شده باهاش رفتم یه شهر دیگه.
ما تو یه شهر دیگه زندگی میکنیم، و دامادمون هم تو یه شهر دیگه، اومده بودم خونه بابام اینا، و از قضا خواهرم اینا هم اومده بودن، شوهرم گفت نمیتونم بیام، با فلانی (شوهر خواهرم) بیا.
اونم منو رسوند.