سلام من شوهرم وقتی واس کنکور شرکت کردم تشویقم کرد گفت ببینم میتونی کارمند بشی واینا... الان ک نتایج اومده گفت خودم کمکت میکنم انتخاب رشته خوب کنی سه روزه میپیچونتم میگ بعدا اما امشب دیگ صبرم تموم شد گفتم کمکم کن اولش ک گفت من حقوق دوست دارم شهرستان ماهم حقوق نداره دیگ بقیش بدرد نمیخوره گفتم ینی چی شهرستانای دیگ ک داره با دوساعت فاصله راه مشکلی نیس من میرم گفت نه فکرشم نکن گفتم باشه پس شهرخودمون حسابداری یا روانشناسی گفت ینی قبول شدی میخوای چیکا کنی گفتم میرم دیگ گفت باشه تو انتخاب رشتتو بکن ببین میری یا نه منم بد خورد تو حالم گفتم از کی تاحالا نظر تو مهم بوده اونم گفت باش ببین میری یا ن. بغضم گرفت. خسته شدم هیچ وقت رو حرفاش ثبات نداره