همسایمون شوهرش میره کرج خونه مادرش نصف شب میزنه به سرش برگرده
دوتام بچه داشته
میاد میبینه بله زنش با یه پسر سی و یکی دو ساله تو رختخاب دستمال کاغذی ام بالا سرشون دوتام بچه داشتن اونام تو اتاق خاب بودن هیچی یه چهارتا مشت و لگد میزنه پسره رو میندازه بیرون
از فرداشم با زنش انگار نه انگار اتفاقی افتاده
اخرم زنه جدا میشه با همون پسره ازدواج میکنه الان ازش بچه ام داره شیش سال اینام بزرگ تر از پسرس😑😑