بعد یک سال با بچه های دانشگاه جمع شدیم. یکی از دخترای عقده ای دانشگاه نیومده شروع کرد که من ایتالیا بودم مدرک آشپزی گرفتم بعد رفتم آمریکا رستوران زدم خیلیم کارم گرفت ولی اومدم کشور خودم 😳!!! قشششششنگ معلوم بود داره چرت میگه یعنی تو تخیلات خودش بود واقعا..
از اونجایی که حدس میزدم همه فهمیده باشن این دروغ میگه منم الکی گفتم مدیرعامل شرکت استعفا داده من کاندید شدم که جاش بیام و احتمالا بشه 🤣 (باز کمتر تابلو بود واسه من)
خوش بودم تا الان یکی از پسرای دانشگاه (یکم سادست این بنده خدا) بهم پیام داده که واسه شروع تو حوزه کاری من باید چیکار کنه چه مهارت هایی داشته باشه 😔 این بیچاره متاهله بچه کوچیک داره ولی بیکاره... داره جیگرم آتیش میگیره هاااا
چه حس بدی بهش دادیم تو این دوساعت دورهمی...
واسش دعا میکنین کار پیدا کنه؟ با مدرک ارشد دانشگاه تهران بیکاره