2777
2789
عنوان

بچه ها احتیاج به کمک فکری دارم

52 بازدید | 12 پست

بچه ها من از وقتی زاییدم مادرشوهر مینا دوس دارن هرروز برم خونشون که نوه شون رو ببینن هر شب به شوهرم زنگ میزنن که پاشین بیاین اینجا ماهم میریم و اگه هم نریم باز فردا با دلخوری زنگ میزنن که چرا نیومدین و دوباره میگن پاشین بیاین اینجا 

اینم بگم که من خونه ی مامانم یک یا دو روز توی ماه میرم ولی خونه ی مادرشوهرم ۱۵ روز توی ماه رو باید برم و بقیه ی روزها که نمیرم باز زنگ میزنن که بیا اینجا و یا زنگ میزنن میگن از بچه فیلم بفرست

به نظرتون من چکار کنم ایا این درسته که هرروز برم خونشون چون خواسته ی اونا اینه 

خسته شدم دیگه از دستشون 


خیلی مراقب باشید خدا داره میبینتمون 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وای من الان بچه هم ندارم این کارو میکنن وای ب حال روزی ک بچه داشته باشم 

چند روزه زایمان کردی؟ 

فجیع تر اینجاست ک خونمون هم نزدیک خونشونه وای من فکرشم اذیتم میکنه 

و خدایم کجا بود در این ثانیه های درماندگی ؟؟
وای من الان بچه هم ندارم این کارو میکنن وای ب حال روزی ک بچه داشته باشم  چند روزه زایمان کردی؟ ...

عزیزم ۸ ماهه زاییدم توی این هشت ماه عین هرروزش رو بهم زنگ میزنن پاشو بیا چرا نیومدی میخوایم بچه رو ببینیم 

خسته ام کردن دیگه

همین دیشب خونشون بودیم باز امروز از صبح دارن زنگ میزنن بیاین بیاین

خیلی مراقب باشید خدا داره میبینتمون 
عزیزم ۸ ماهه زاییدم توی این هشت ماه عین هرروزش رو بهم زنگ میزنن پاشو بیا چرا نیومدی میخوایم بچه رو ب ...

وای فرشته جون درکت میکنم ... من الان هرروز بهم زنگ میزنن چرا امروز نیومدین میرم میبینم کلی برام ظرف نگه داشته خودش با خواهراش میشینن بگو بخند ب من اورد میده شام بزار( پرستوجون )جلو جمع اینجوری میگه 

نمیدونم فلان کارو بکن 

ادم از رفتنش پشیمون میشه 

مطمئتم بعد زایمان هم با من همین کارو میکنن من میخوام ی جوری کمتر رفت و امد کنم توهم نرو زیاد بهانه بیار بگو بچه هوایی میشه بردمش حموم سرمامیخوره خودت حوصله نداری بهانه بیار ک نری 

و خدایم کجا بود در این ثانیه های درماندگی ؟؟
وای فرشته جون درکت میکنم ... من الان هرروز بهم زنگ میزنن چرا امروز نیومدین میرم میبینم کلی برام ظرف ...

باورت میشه ده روز بود زاییده بودم هوا باد و بارون و طوفان بود بچه امم تازه از بیمارستان بخاطر زردی مرخص کرده بودیم زنگ زدن گفتن بیاین اینجا شوهرم توی باد و بارون من و نوزاد رو برداشت برد اونجا 

خیلی مراقب باشید خدا داره میبینتمون 
باورت میشه ده روز بود زاییده بودم هوا باد و بارون و طوفان بود بچه امم تازه از بیمارستان بخاطر زردی م ...

ای لعنت ب همیچن ادمای بی شعوری

و خدایم کجا بود در این ثانیه های درماندگی ؟؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792