سلام
بچه ها داستان کادوی تولد اینه که شوهرم پارسال تو یک مناسبتی یکی از دستبندا که اسمو با طلا می نویسن به من کادو داد و من خیلی ذوق کردم یک چیز دیگه هم بگم که من سه سال پیش همه طلاهامو به خاطر خونه خریدن فروختم و دایما از شوهرم خواستم که گوشواره برام بخره چون گوشام به بدل حساسه(واینم بگم که طلا خریدن براش راحته چون کارش مربوط به طلاس نه که وضعش خوب باشه ولی شرایطی می تونه بی منت طلا بخره)
خلاصه که امسال تولدم گفت که یک سورپرایز حسابی برات دارمو کلی در موردش فکر کردمو این حرفا شب که جعبرو باز کردم دیدم بازم اسممو با طلا زده رو مروارید حالا اصلا من از مروارید متنفرمو هیچ وقت تو عمرم مروارید ننداختم
یکی از این ناراحتم که چرا به خواسته من توجه نمی کنه که یک جفت گوشوارسو بهش گفتم هر چقدر ریز کوچولو باشه مهم نیست
دوم اینکه بعد از این همه سال زندگی اصلا سلیقه منو نمیشناسه مگه میشه
حالا بنظرتون من حق دارم ناراحت بشم الانم برام رفته تو قیافه که چرا مثلا ذوق نکردم
خوب مگه ذوق زوریه