ما یه اردک داریم که ۱ ماهه داریمبزرگش میکنیم انقد نازنازی بار اومده بود.
مامانمم توی حیاط پشتیمون یه قسمتی رو سیمکشی و تورکشی کرده ۵ تامرغ انداخته اونجا .
دیشب مامانم اردکمونو گذاشت پیششون که تنها نباشه.
صب بلند شدیم تا مرغا تیکه پارش کردن سر و صورتش پره خونه. روی کله تا گردنش. بالاش. گوشت کمرش. گوشت صورتش. یه لایه لز نوک پهنش . همه رو کندن نوک زدن 😭😭😭😭
اردکه از ترس یه گوشه جمع شده بود میلرژید. دلم اتیش گرفت. برداشتم اوردمش بیرون. انقد مظلوم بود هرچی صداش میزدم طلا دیگه تکون نمیخورد فقط میلرزید 😭😭😭😭😭😭