2777
2789
عنوان

بچه دوم

48 بازدید | 35 پست
با فاصله کم خوبه؟
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
پسرم ۱۵ماهش تموم شده شیر خشکیه وزنش هم ۱۴ کیلو هست؟
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
میترسم دوران بارداریم وزن پسرم اذیتم بکنه
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

خوبه 3سال به بالا خیلی خوبی من گذاشتم 8 سالش شد بعدش اقدام کردم یه سال شد تا گرفت اونم شد 9 سالش ولی سقط شد حالا تا بخدام دوباره اقدام کنم میشه 10 سالش.خیلی اشتباه کردم خیلی
پروردگارا تو را تا پایان عمرم سپاس گذارم.به امید اینکه نی نی م دوباره برگرده تو دلم.
من خودم فعلا بچه ندارم ولی انشاالله فاصله هاشون و 2/5 سال می اندازم که یه دفعه با هم بزرگ بشن و همبازی هم باشن البته من 3 تا حداقل می خوام.
نگاهم به آسمان است ... خدا مرا اجابت خواهد کرد ...من مطمئنم روزی که بسیار نزدیک است فرشته ای برایم خواهد فرستاد تا بگوید ان مع العسر یسری...و آن روز خدا آرام نجوا میکند اکنون نوبت توست ..... مادر باش اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.....
راه هم میره اما هنوز از پوشک نگرفتمش
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
آخه یه کم تنبلی تخمدان دارم
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوسم نداره رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد .
منم دخترم وارد۱۷ماه شده,دلم دومیرو میخواد,منتظر بودم دندوناش کامل بشه و اژ شیر بگیرم بعد,ازشیر گرفتم دندوناشم تقریبا کامله
حلمای نازم درتاریخ93/4/14,ساعت 50/14دقیقه با وزن 2970اومد بغلم،خدااااااااایا شکرت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792