2821
2789
من تو خونه مادر بزرگ همسرم زندگی میکردم اونجا خیلی زیاد بود هم چون من حامله بودم خیلی اذیتم میکردن&n ...

خدا لعنتشون کنه.چه گیری دادن ب ما انسانها.مگه ماکاری داریم بااونا اخه.چیکاردارن با زن حامله

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

خدا لعنتشون کنه.چه گیری دادن ب ما انسانها.مگه ماکاری داریم بااونا اخه.چیکاردارن با زن حامله

دیگه دیونم کرده بودن به خوابم میومدن منم به همسرم نمیگفتم یه شب دیگه صدای پاشون انقدر اذیتم کرد از ترسم نمیتونستم بخوابم حالم بد شده بود شوهرم و از خواب بیدار کردم بیچاره تا صبح بالا سرم قران خوند صبح دیگه برد خونه مامانم گفت دیگه نمیریم اونجا خداروشکر زود خونه خریدیم دیگه اونجا نموندم 

نمیذاشتن تو اتاقم بخوابم.شبا توی پذیرایی خوابم میبرد.قبل خواب میپریدن روم گلومو فشار میدادن توی گوشم زمزمه هایی میپیچید.همیشه حس میکردم که بهم خیره میشن.شعله بخاریو کمو زیاد میکردن.پنکه رو خاموش میکردن کشوی کمدمو باز میکردن اینارو باچشم دیدم.وسایامو برمیداشتن تو خوابم میومدن.خیلی خیلی چیزای دیگه ک اینجا نمیشه بعصی چیزاشو گفت.یبار یه خاطرمو تو یه تاپیک گذاشتم همه مسخرم کردن.آدم به عقلشم شک میکنه بخدا

نمیذاشتن تو اتاقم بخوابم.شبا توی پذیرایی خوابم میبرد.قبل خواب میپریدن روم گلومو فشار میدادن توی گوشم ...

خونه قبلی ماهم داشت ولی فقط به مامانم گیر داده بودن

خب چرا زود تر نرفتی پیش مامانت؟

خوب هیجا خونه خود ادم نمیشه منم تاز ۸ماه بود عروسی کرده بودیم گفتم یکم تحمل کنم شایدبرن  یا من خیالاتی شدم بعد دیدم انگاری واقعا هستن دیگه خودم رفتم 

مسخره نداره که چیزیه که وجودش ثابت شدس

اون خاطره ای که مسخره کردن این بود که.من یه شب خونه تنها بودم شوهرم یه هفته ماموریت بود منم تنها زندگی میکنم.شب رفتم حموم وقتی داشتم درو میبستم پشت درنوشته بودA.با بخار آب.درحالی که حموم همه جاش خشک بود.در حمومم فلزیه.بعد همه اومدن گفتن شوهرت نوشته بچت نوشته در حالی که من خونه تنها بودم بخار آبش تازه بود یعنی قبل من کسی حموم بود

میگن شب نباید رفت حموم چون جن داره

آخه جای تعجبش اینه من دوساله ازدواج کردم از وقتی ازدواج کردم دست از سرم برداشتن.دوباره سروکلشون پیداشده این اتفاق برا یک ماهو نیم پیشه

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز