2777
2789
عنوان

اسنپ عوضی

| مشاهده متن کامل بحث + 3125 بازدید | 140 پست

چقدر کارش زشت بوده 

اعصاب ندارن ملت 

من بارها شده گفتم برو عابر بانک وایسا 

رفته صبر کرده من پول گرفتم 

حتما زنگ بزن و به پشتیبانش بگو 

در ضمن کار با پرداخت انلاین هم یاد بگیر 

زن طلاییست که عاشق شدنش اجباریست ، همچو برگیست که گریان شدنش اخطار است ، مثل ماه است که در پرده  شب الماس است ، همچو خورشید زیبا شدنش تکرار است . 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

فحش ناموسی اونم به یه خانوم😯😯

بم گفتم مادر ج......منم داد زدم مادر توعه بی شعور درم چنان کوبیدم ب هم گفتم ازت شکایت میکنم گفت برو هرگوهی میخوای بخور انقد بیشعور ب عمرم ندیدم

تو چقد مثه هیشکی نمیمونی...خیلیم عشقی خودت نمیدونی

خب باید میزدی اول ببرتت جلو ی بانک ساعت توفق تعیین میگردی بعد مقصد دوم...اون وظیفه نداره واس شما وایسته

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.

خیلی راحت میتونی از اون راننده شکابت کنی به خود اسنپ و سریع اون راننده رو مسدود میکنه اسنپ

من همونیم که ناخواسته باردار شده بود🥴 تمام آینده رو فقط برای پسرش برنامه ریزی کرده بود و نمیتونست عضو جدیدو بپذیره😓 افسردگی گرفته بود هیچ جوری با بارداریش کنار نمیومد😖 دنبال دارو و روش های سقط بود😭،الان همون جنین ناخواسته به دنیا اومده 😊یه دختر به زیبایی و سفیدی فرشته ها🥰.اون روی شوهرمو با اومدن دخترمون بعد از ۸ سال زندگی مشترک تازه دیدم 😆جوری قربون صدقه ی دخترمون میره و تو آغوش میگیرتش که باورم نمیشه این مرد همون شوهر  خجالتی و کم عاطفه است که  به زبون اوردن احساساتش خیلی براش سخت بود😮،باشه. هر روز میگم خدایا هزار مرتبه شکرت که این فرشته کوچولورو به ما دادی(مادر بزرگ یکی از شاگردای دوسال پیشم بعد از دوسال بی اطلاعی از هم خواب دیده بود توی تاریکی توی یه خونه چراغ سبز روشن بوده از ادما میپرسیده این خونه کیه بهش میگفتن خونه خانم معلم طاهاست.مادر بزرگ طاها صبح بلند میشه به دخترش زنگ میزنه میگه مامان امروز حتما به معلم پسرت زنگ بزن احوالشو بپرس این خوابو دیدم حتما چیزی هست.تو اوج ناراحتی من و تصمیم جدیم برای سقط این خانم با تعریف کردن خواب مادر ساداتش منو از حماقتی که میخواستم بکنم منصرف کرد.دعای خیرم همیشه بدرقه راه عزیزان مادر بزرگ طاها خواهد بود.🌹💝(اگر به قدر یک جمله تونستید کسی را از خواب غفلت بیدار کنید دریغ نکنید شاید یک جمله شما زندگی بخشید به کسی💝💝💝💝) )الهی لحظه لحظه ی  زندگی تک تکتون  پر از اتفاقای ناخواسته شیرین و پر از ارامش مث شیرینی اتفاق ناخواسته ی ما باشه.        خداوندا به اندازه تمام هستی شکرت .                    

منم یه بار از خونه مادرم تا چالوس خونه خودم داداشم اسنپ گرفت برام ده شب بود 

خیلی بد و گستاخ بود انقدر حرف زد یکسره م میگفت شماره بده شماره بدم 

منم همش الکی میگفتم اقا من گوشی ندارم ...انقدررر که گیر بودا 

باز حرف خودشو میزد 

کلا اسنپ بدیش اینه هر کسی رو میپذیره ..از هر قشر و فرهنگ ...

لایک نفرمایید دوستان به غیر از استارتر عزیز و کاربر محترمی که ریپلای کردم لااقل بفهمم پستم رو خوانده اید  عزیزان .زندگیِ فعلیِ من و شما در برابر زندگیِ بَعدی،بسیار کوتاه،بسیار فرعی وبسیار ریز و گذراست.همچون جرقه ای است که از آتش اجاقی بپرد و گم شود.برای آنکه در زندگیِ بَعدی تا ابد و برای همیشه در آسایش و شادی باشیم ، کافیست همین یک لحظه ی گذرای عمر این جرقه را خوب بمانیم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز