سلام منبامادرشوهرم ایناتویه ساختمونم..شوهرم امروزداشت میرفت سرکار طبق معمول قبلش رفت ب ننش ایناسربزنه،صداش داشت میومدک ننش هی ازش میپرسیدکجامیری کی میری فلان جا فلان کاروچیکارکردی تویه همین ۲دقیقه کلی سوال پیچش کرد شوهرمم دونه دونه باجزئیات وایسادتوضیح داد رفت..من بهش زنگ زدم گفتم چی میگفتی هی وایسادی همه چیوتوضیح میدی برگشته باحرص بمن میگه خوشم نمیادکنترلم میکنی...چطورخوشش میاد عین پسربچه ها ب ننش اماربده خوشش نمیادمن ازش یه سوال بپرسم..جونموب لبم رسونده هم خودش هم ننه فوضولش