2777
2789
نه بابا بارداری کدومه
شماها هم که فکر مثبتتتون بارداریه ههههه
راستی من یه عالمه دوستون دارم
چرا اینجا اینقدر سوت و کوره؟
هما مونا شماها کجایین نکنه اینجا رو تحریم کردین
بوس واسه تمشک کوچولو
بوس واسه همه ی نی نی های تیر ماهی

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


سلام .فدرا جان ماشالله کل بسر نازت خیلی خوردنی شده. دلم غشششششششششش رفت بمالونمش بهم

هانی مشکوک مینویسی خواهر من هم..... . این یعنی جی. تو هم جی؟

سمیرا عکسهای ساتیار را دیدم خیلی ناز شده اقا اون عکسش که تو ساحل جیغ میزنه خیلی با مزه هست

الی خوبی؟ تمشک و سام جطورند؟ جرا وبلاکت را اب نمیکنی دختر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مامان علی لطف داری کلم که به یاد من هستی .
__________________
و اما من بکم براتون که بریروز امبولهای سامی تمام شد و تبش هم قطع شد ولی دیشب نیمه های شب بود که بیدار شد وقتی بغلش کردم دیدم داره تو تب میسوزه. تا صبح با شیاف و تب بر تبش را کنترل کردیم صبح هم بردیمش بیمارستان اطفال. دکتر کفت لوزه سمتراستش متورم و ملتهبه و باید یه سری داروی دیکه مصرف کنه ولی اینبار شربت بهش داد که اذیت نشه . دیکه کم مونده بشینم یه دل سیر اشک بریزم . نمیدونم این ویروس از کجا بیداش شده که ول کن فسقلکم نیست
سلام مامانای تیرماهی.
پسرم منم متولد 7 تیر 87 که الان 15 ماهشه.
پنج شنبه پسرم رو بردم برای کنترل، مسئول بهداشت گفت بعد از یکسال دیگه نیازی نیست مولتی ویتامین بدی فقط قطره آهن بده. دکتر پسرم هم تا یک هفته تهران نیست. می خواستم ببینم شما هم مولتی ویتامین رو قطع کردید یا هنوز می دید.
مرسی.
سلام به همه دوستام که یه دنیا دلم براشون تنگ شده

راستشو بخواید من یک هفته مرخصی گرفتمو خونه نشستمو به مامانم مرخصی دادم برای ادای نظرش بره مشهد آخه مامانم از سالی که حاجت روا شد و خدا سارینا رو به ما داد حالا هر سال باید بره مشهد و از اونجای که امسال باید سارینا رو میبرد منتها بخاطر مریضیهای اخیر که تو جاهای زیارتی بیشتر هم هست و به علت شیطنتهای بی حد و حصر سارینا از رفتن معذور شدیم و تو خونه موندگار بچه ها به وضوح میگم که اگه این یک هفته یخورده دیگه ادامه پیدا میکرد من دچار افسردگی شدید میشدم و تمام مدت به بچه های خانه دار فکر میکردم که چقدر بچه داری سخت و طاقت فرساس هر شب شوهرم که میومد من سر درد داشتم هی غرغر میکرد که یه هفته هم نمیتونی بچه داری کنی و غیره تا دیروز که خودش خونه بود و شب گفت از این به بعد هر چی بگی حق داری خدائیش من یکروز حساب که کردم فقط در طول یک صبح تا شب سارینا 7 بار لباسشو عوض کردم چون هی کثیف میکرد تاز ه شوشو میگه خوب کمتر عوض کن خونس دیگه ولی من میگم یکی در این خونه رو بزنه نمیگه عجب مادر شلخته ای داره حالا نمیدونه که این لک همین الان افتاده منم یجور خلم دیگه اوهههههههههه

مامان امیر سام هر چی بگی فقط میگم حق باتوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت و بهیچوجه قابل موعظه نیست روی ماهتو میبوسم و میدونم که چقدر داغونیییییییییییییییییییییییییییی امیر سام عزیزمم ببوس

فیروزه جون چه عجب خانومی تسلیت میگم بهت انشالله دیگه همیشه برتون شادی باشه

الی جون من به امید جواب سونو شما سایت رو باز کردم که ندیدم چیزی نوشته باشی در چه حالی کوچولوهات خوبن ببوسشون

مارسیم جون من قنبل سامی عزیزمو ببوسم که آمپول خوردن نازی بچه چقدر عذاب کشیده

هما عشقم میدونم اوضاع کاریت چجوریه و نمیتونی بیایی اینجا ولی میخوام بگم جات خیلی اینجا خالیه

محبوبه عشقم لطف کن روی این سفید برفی کم ایراد بزار بچم هیچ مشکلی نداره فقط دوست نداره راه بره زوره مگه به وقتش همچین بدو بدو کنه که صداتو در بیاره

مهتاب مرسی که بیادم بودی خیلی دلم برات تنگه میبوسمت

راستی بچه ها پیروز شب بابا ی سارینا که اومد خونه من قیافم وحشتناک بود از سر درد داشتم میمردم و دلم شدید گرفته بود آقای همسر هم مثل یک فردین برخورد کرد و گفت بیا بریم یه دوری بزنیم شاید دلت باز شد از بس عادت به خونه نشستن نداری ببین با خودت چه کردی ما هم خوشحال که اسم بیرون اومده نفهمیدیم چجوری آماده شدیم و سرخوش رفتیم بیرون بعد رفتیم یکم خرید هم بکنیم رفتیم من مانتو بخرم و سارینا پدر باباشو داشت در میاور در یک لحظه که آقای شوشو برگشت که به من بگه چی شد خوبه میخوایش دیدیم سارینا نیست که یهو هر چی دست شوشو بود پرت کرد زمین و دوید تو خیابون منم مثل بهت زده ها ماتم برده بود خدا خیلی خیلی بهمون رحم کرد رفته بود تو خیابون و خلاف ماشینها میدوید و ماشینه همچین ترمزی کرد که خط ترمزش رو زمین افتاد منم داشتم از حال میرفتم تازه کلی هم آقا هه بستمون به ناسزا که حقم داشت تمام این اتفاق در عرض 5 دقیقه افتاد ولی هنوزم که هنوزه من تو شوکم خلاصه رفتیم دلمون باز بشه بدتر دلمون گرفت

حالا که نیست دلم براش یه ذره شده

وای چقدر حرف زدم در کل دوستتون دارم و دلتنگتونم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام جمیعا
سوزان خانم خوش امدی. دکتر سامی به خاطر مریضی اخیرش و لاغر و ضعیف شدنش یه شربت مولتی ویتامین بهش داده که اشتها اور هم هست و این 2روزی که بهش دادم خیلی خوب غذا میخوره .اهن و ید هم داره که بی نیاز شدیم از قطره اهن. تا 6سالکی هم دکتر کفت میتونی بهش بدی و محدودیت استفاده نداره .

مونا جون بمیرم برات مادر که عادت نداری ههههههههههههه خانمی فکر کردی بجه های ما دست به سینه نشستند تو خونه .نه خانمی فسقلیها همشون لباس کثیف میکنن.نق نق میکنند. جیغ و داد میزنند .از در و دیوار بالا میرند. صدبار هم خونه را جمع و جور کنی باز برای بار صدو یکم همه اسباب بازیاشونا وسط اتاق میریزند... ولی جه میشه کرد بجه هستند و تو سنی که هنوز نمیشه برای هرکاری امرو نهی کرد بهشون .وای سارینا عجب شوکی بهتون داده. من که بیرون از خونه یه لحظه جشم از سامی بر نمیدارم و اکر برای خرید هم بریم زوری هم شده بغلش میکنیم . اخه اینجا بازار بجه دزدی هم فوق العاده داغه
سلام سلام سلام به همه مامانای تنبل!!!
من و لیمو و سام خوبیم! سونو هم همه چی عالی بود و الان من از ساحت مقدس منزل مبارک خودمون براتون می نویسم!!
مونا ...وای چه حالی بهت دست داده!! میدونی قضیه اینه که این فینگیلا با اینکه نو پا هستن با اینکه تاتی تاتی کنان و نهایت کمدی بدو بدو می کنن اما جالبه که گاهی ما با تمام توانایی هامون و تمام قدرتمون به گرد پاشون نمی رسیم و از دستمون در میرن بهر حال این اتفاق برای هر کسی ممکنه بیافته وهرچقدر هم رعایت کنی و هر چقدر هم مراقبشون باشی باز یه وقتایی به نظرم خدا می خواد قدرتشو بهمون نشون بده که دیدی یه لحظه غافل شدی اما من بچه تو برات حفظ کردم....نمیدونم منکه اینجوری خودمو دلداری میدم.....
هفته پیش هم من سام ر و به خاطر اگزما بردم دکتر، با پرستار سام رفتیم چون من نمی تونم سام رو بغل کنم !
خلاصه بعد کلی نشستن و دکتر رو دیدن اومدیم بیرون منتظر آژانس، سام هم بغل پرستار، بهش گفتم همینجا باش تاکسی بیاد ، من برم داروی سام رو بگیرم و برگردم بدو رفتم و برگشتم و دیدم نیستن خدا میدونه چه حالی شدم مغرم مثل کامپیوتر 1000تا فکر ناجور و دزدی بچه رو مخابره می کرد قلبم اومده بود بالا و زبر گلوم گومب گومب می زد مثل دیوونه ها از این طرف به اون طرف می دویدم و به موبایل خانومه زنگ می زدم که جواب نمیدادحالا تاکسی هم دم در ایستاده معطل .
نمیدونم چی به سرم زد که دویدم تو مطب درو باز کردم دیدم 4 تا زن بهت زده و یه جوری دارن نگام می کنن بند دلم پاره شد حال خودمو نمی فهمیدم که یهو منشی گفت نترس هیچی نشده سام خورده زمین لباسش گلی شده، همون لحظه این خانومه اومد سام لخت بغلش بود با پوشک و لباساشو زیر بغلش قایم کرده بود اینقدر از دیدن سام که سلامته خوشحال شدم که بدون خداحافظی از منشی دکتر اومدم بیرون بهش میگم چی شد میگه شما که رفتی سام بهانتو گرفت اومد بیاد سمتی که شما رفتی افتاد تو گودال گل بهش می گم مگه دستشو نگرفته بودی میگه چرا !!! اینقدر شوک زده بودم که گفتم الانه که خفه اش کنم دیگه هیچی نگفتم حالا داروخانه سمت شرق بود وگودال گل غرب مطب و 10 متر اونورتر!!!!عصری مامانم میگه به من گفت یه ماشین 206 دید به هوای ماشین باباش تا به خودم بجنبم دوید طرف اون !
این یعنی دست سام رو ول کرده بود و جالبه که سام اصلا تو نخ ماشین نیست اصلا هنوز توجه اش به این قضیه جلب نشده!!! و موقعی که من می رفتم سام بغلش بود....
بگذریم که روز بعد کلی باهاش دعوا کردم و تهدید و غیره اما از کجا معلوم اگه خودم بودم با نهایت مراقب تو اون گودال نمی افتاد؟!؟!
ما تمام سعی مونو می کنیم، چهارچشمی مراقبیم، اما گاهی فقط باید خدا رو شکر کنیم که لحظه ای غفلت کار دستمون نداده.....

و اما سوزان عزیز دکتر سام چیز خاصی در مورد قطع مولتی ویتامین نگفته اما من جای شما بودم یه هفته هم بهش مولتی ویتامین میدادم و بعد که دکترش اومد ازش سوال می کردم این دیگه نگرانی نداره و البته خوشحالم که این موضوع بهانه ای شد تا به جمع ما بیای!!
من همین دورو برام...فعلا
ممنون از همدردیتون خانومای عزیز

فدرا جونم برو تو سایت عکس همونطور که عکس میزاری تو نی نی سایت بعد تو وبلاگت بخش مدیریت که ارسال پست جدید بری اون پسوردی که میزاری تو نی نی سایت بعد عکس میداد اونو کپی کت اون بالا یه htmil هست رو اون کلیک کن باز که شد پیست کن اون موقع عکست میاد وایییییییییییییییییییی نفهمیدم چی گفتم خودم که نفهمیدم امیدوارم تو فهمیده باشی ههههههههههههههههههه خوب میشد من معلم میشدم همه بچه ها بیسواد میموندن

الی جون وای منم تو رو درک میکنم چه حالی بهت دست داده واقعا" این جمله که میگه یک لحظه غفلت یک عمر پیشیمانی در مورد بچه داری کاملا" صدق میکنه

راستی بچه ها من تو این هفته با یک بچه بی نهایت شیطون کلی هم کار کردم پرده ها رو شستم و شیشه ها رو تمیز کردم چه کارا که نکردم بیخیال کارگر شدم و افتادم تو جون خونه یه خونه تکونیه اساسی بود از اینور من جمع میکردم از اونور سارینا میریخت البته باز صبح که از خونه میومدم بیرون انگار که نه انگار من یک هفته بی وقفه توش جون کندم در ضمن با سارینا تمرین جیش گفتن کردم و دو روز حسابی سر کارم میزاشت البته خیلی بهش سخت نگرفتم چون دو هفته ای هست که کاملا" از شیر گرفتمش شصت خوردنشم که ترک دادم گفتم یهو عصبی نشه به همین دلیل خیلی اذیتش نکردم منتها دو روز اول با کلی صحبت باهاش که مامان هر وقت جیش داشتی برو در دستشویی رو بزن بگو مامان جیش من بیام کارش شده بود میرفت هی در دستشویی رو میزد میگفت ماما دیشششش تا من بدو میومدم فرار میکرد دست میزد میخندید قیافه من هم دیدن داشت ولی در نهایت دیروز خودش میرفت در دستشویی رو میزد میگفت جیش من و باباش هم بدو به سمتش میبردیمش دستشویی و جیش میکرد هورااااااااااااااااااااااااااا البته کلا" دو بار گفت ولی همینم خیلی امیدوار کننده بود و آموزش بعدی هم این بود که مسواک زدن بهش یاد دادمو عاشق این کار شده و این 8 تا دندونشو راستی سارینا 8 دندونه شد با یه آب و تابی مسواک میزنه که نگیدددددددددددددددددددددددد نگید که تنبله کلی آموزشهای فشرده داشتیم ههههههههههه بهش میگم بزن قدش دستشو میاره میکوبه به دستم و میخنده و با اون طرز راه رفتنش میدوه میره
اوه بعد یه هفته اومدم هی حالا سرتونو درد میارم ههههههههههههههههههههههه
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
من امروز همش سوال دارم
یه سوال دیگه
شماها به نی نی ها شیر طعم دار دادید تا بحال؟؟؟آروین یه بار تو یخچال شیر خرما دید و از اینکه با نی خورد کلی حال کرد الان هم بعضی اوقات بهانه می گیره بهش بدم یعنی اگه تو طول روز 10 تا بسته شیر هم بهش بدم می خوره اما من نمی دونم این کار رو بکنم یا نه

شیر خشک بهتره یا این شیرها
اگه نی نی ها رو از شیر گرفتید الان چه شیری بهشون می دید
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792