سلامی چو بوی خوش اول مهر
امروز اول مهره.من دوباره دلم هوای مدرسه ودانشگاه و درس و...............کرده.از وقتیکه نی نی دار شدم یعنی از زمان بارداری همیشه اول پاییز دلم بد جوری میگیره.اخه همه اماده کار و درس و ....میشن و من احساس بی مصرفی و روزمرگی شدیدی میکنم.این احساس چند وقت یه بار میاد سراغم و حسابی بهم میریزم.دلم خیلی گرفته.
سهند هم که دیگه نور علی نوره.اصلا نمیخواد راه بره.خیلی نگرانم.میترسم نرمی استخوان داشته باشه.امروز میخوام ببرمش دکتر.از صبح هم که از خواب پاشده صداش حسابی گرفته.
فردا شب هم عقد برادر شوهرمه.بنده هم یه عمو سیبیلوی حسابی هستم.موندم چکار کنم!!!!
فهیمه جونم چه عجب دلمون حسابی واست تنگ شده بود.
همه دوست جونای گلمو خیلی دوست دارم.
امروز قاطی ام اگه بهتر شدم میام مینویسم.
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....