راستی الان یادم اومد یه دلیل دیگه هم برای نداشتن رنگ به خسار دارم!
امروز سام رو بردیم پیش چشم پزشک به دلیل قی کردن مداوم چشم به خصوص چشم چپ و طبق دستور دکترش که گفته بود اینبار اگخ قی کرد دیگه اینجا نیاین یه راست برین پیش متخصص چشم !
خلاصه که رفتیم و معاینه شد آقا و در نهایت آقای دکتر فرمودن مجرای اشکش بسته است و باید حتما عمل شه و کار منهم نیست و یه دکتر دیگه معرفی کرد تو مرکز چشم پزشکی نگاه که برین پیشش تا بهتون وقت عمل بده...
من خیلی ریلکس بودم مثلا، اما شوشو جان همونجا داشت از حال می رفت که چطوره عملش و چیه و ای داد و هوار و ناله و فغان و غیره ....
حاالا یکشنبه باید بریم پیش خانوم دکتر آل طه....
بعد هم با معاینه من یه کاری کرد که شوشو برای چند دقیقه شازده رو فراموش کرد اونم این بود که من یه مدتی بود کمی حس ناراحتی داشتم و فکر می کردم چشمم ضعیف شده شاید، خلاصه معاینه کرد و بعد از 3- 4 تا معاینه یه ته خودکار رو گرفت رو بروی چشمام و هی آورد نزدیک و بعد گفت عضله چشم چپ ضعیفه بعد رو کرد به شوشو گفت بیا ببین که یهو شوشو ترکید از خنده.... نگو این عضله چشم چپ بنده که ضعیفه وقتی جناب دکتر ته خودکار رو می آورد جلو، دو تا مردمک چشم من همراه با ته خودکار میومدن و می چسبیدن به بینی و بعد یهو در آخرین لحظه مردمک چشم چپ شاتالاپ می پرید اونور و در منتهی الیه سمت چپ و دور از بینی قرار می گرفته.... !!!
خدایی خودم الان که دارم می نویسم دارم کر کر و هر هر می خندم وای به شوشو که اون صحنه رو دیده!!!!!!
احتمالا فردا که از ماموریت برگرده می گم اینکارو بکنه و ازم فیلم بگیره تا خودمم بینیم چه ریختی میشم!!!!
راستی در اثر میگرن این اتفاق افتاده...خاک بر سر این میگرن بی پدر و مادر کنن که تنها خبر خوبی که راجع بهش خوندم امروز تو هفته نامه سلامت بود که زنان مبتلا به میگرن 26 درصد کمتر از افراد سالم به سرطان سینه مبتلا میشن!!!!!!
خوب من برم بخوابم که چشم چپم بد جوری درد میکنه آخه امروز 2-3 بار عملیات ژانگولری انجام داده طفلک!!!!