2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام سلام

ای جووونم امیر محمد ماشالله مردی شده...هانی چقدر شبیه خودت شده ...زحماتت را هدر نداده....امیدوارم داداشت بعد از طی دوره اش زود خوب شه...من خدا رو شکر دور و برم ندیدم ولی یه پسر بوود سر کووچمووون مغازه داشت ما یه مدت دیدیم چقدر لاغر شده و موهاش ریخته و کلی غصه خوردیم بعد از دوماه یه دفعه دیدم مثل اولش شده ..انقدر خوشحال شدیم که نگوو..انشالله که داداشت بعد از طی دوره مثل اول میشه ...خدا رو شکر که یه جوری شده زوود متوجه شدن.....

الینا جیگرتووووووو ....چقدر دریا بهت میاد عزیزم .ههههههه........به مامی بگووو همیشه ببرتت دریا تا یه دل سیر شن و ماسه و نمک بخووری......

سمیرا ممنووون از انرژیت عزیزم ...امروز هم بیا انرژی بده که من بی انرژی شدم .......

الی جووونی سفر خوش بگذره...فردا میری؟؟حتما امروز کلی کار داری عزیزم...خیلی مواظب سام ما باش ها........

مونا پری خانووم تشریف بردن؟؟بیا یه صفایی به ما بده مادر
سلام سلام
وای هانی چقدر این پسر نازه
راستی هانی جون غصه نخور ایشالا حالش خوب میشه من دو نفر دور و برم بودن که هر دو خوب شدن البته بعد از یه دوره شیمی خوب شدن ایشالا داداش تو هم خوب میشه

بچه‌ها من دیروز مامانم کار داشت آورد علی رو دم شرکت تحویلم داد و رفت در نتیجه من و علی دو تایی رفتیم میوه خریدیم و بعد رفتیم خونه و زود رسیدیم
خیلی کیف داشت با اینکه خیلی سخت بود آخه خونه ما طبقه چهارم و آسانسور هم نداریم
در نتیجه با علی و یه کیف سنگین و کیف علی و میوه رفتیم بالا
بعد از اون هم علی وقتی می رسه خونه نمی‌دونم چرا حاضر نیست بمونه زمین میگه بغل نمی‌تونی لباس عوض کنی حتی نمی تونی مانتوت رو در بیاری بالاخره حمامش کردم بعد با هم میوه خوردیم و
حالا علی شروع کرده بود در این مرحله گریه که منو ببر ددر آقا همین الان از ددر اومدی مادر آخه خلاصه به شیشیه شیرش بعد از چند قطره اشک راضی شد وقتی داشتم بهش شیر می‌دادم از شدت خستگی خوابم برده بود در حد 5 دقیقه یهو بیدار شدم دیدم یه چیزایی داره می‌خوره چشمتون روز بد نبینه دیدم غذاش رو رو مبل جا گذاشته بودم یه قاشق خودش خورده و چند قاشق هم به مبل داده خدا رو شکر که مبلا رومبلی داشت بعد هم تمام دستمال کاغذیا رو از جاش در آورده بود یدونه یدونه و حسابی تو این 5 دقیقه کیف کرده بود
ولی از همه اینا بگذریم بهم خیلی خوش گذشت آخه هیچ وقت برای من پیش نمیاد که با علی تنها تو خونه باشم خیلی حال کردم
سلام به دوستای عزیز و گلم مرسی از همگی بابت همدردی در درد پری اینجانب ههههههه خدا رو شکر امروز بهترم

هما عشقمممممممممممممممممممممم من مردم از دست این کارا و ژستای الینا خداییش خیلی خواستنیه میبوسمشششششششششششششششششششششش

الی جون مسافرت خیلی خیلی بهت خوش بگذره سام جیگرو ببوس راستی نگفتی چشم سام چی شد بردیش دکتر ببوسش

نوشین بهترم شدم و اومدم یه صفای به تو بدم و برم (آخه مگه مغز خر خوردم بیام به تو صفا بدم هنوز از صفای قبلی که بهت دادم تنو بدنم داره میلرزه از دسته این طرفدارات هههههههه) باربد عشقم در چه حاله ببوسش راستی میخوای باربد و ازت خواستگاری کنم شاید سر و کله مهناز پیدا بشه مگه که اینطوری بکشونیمش اینجا ههههههههههههه

سمیرا جون چطوری چرا کامی خراب شده حسابی ترکوندیش بس که فیلتر شکن نصبش میکنی آره ههههه ساتیار خاله چطوره خوبه با قان قان سواری چه میکنه قرتیییییی

هانیه جون منم به سر سارینا جانسون زدم نه تنها رنگ موهاش عوض نشده بلکه هی پر کلاغی ترم میشه هههههههههه

هانی جون خدا رو شکر که مسافرت خوش گذشته در مورد امیر محمد هم بگم اصلا" نگران نباش سارینا هم دسته کمی از امیر محمد نداره تمامی این کارهای رو که گفتی سارینا انجام میده بعلاوه اینکه وقتی میخوابه هم آروم نمیخوابه و همش در حاله چرخشه اگه رو تختش بخوابه یهو صدای گریش در میاد هراسان میدوم میرم میبینم یه جای گوشه تختش گیر کرده و اگر زمین بخوابه تو اتاق که خوابه صبح باید بریم تو سالن دنبالش بگردیم هههههههههه در ضمن برای برادرت آرزوی سلامتی میکنم وقتی داشتم میخوندم واقعا" اشکم در اومد از خدا میخوام انشالله همه مریضا خوب بشن از جمله برادر عزیز تو

پرستو جون این پسملت خیلی ناز و خوشگله در ضمن از آقای همسر چه خبر منم با حرفای الی موافقم انشالله زودتر مادر شوشو خوب بشه و شوشو هم بیاد خونه در ضمن ناراحت حرف وحدیث اونا هم نباش بسپار به خدا فقط و فقط به گل پسرت فکر کن میبوسمتون

مارسیم جون انشالله تو هم بری سفر و بهت خوش بگذره و خستگی و تنهای و رو فراموش کنی پسمله گلتو ببوس

فرانک الان داری خوش میگذرونی و حالی به هولیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

صنم جون واقعا" اسم تو یه قوت قلبه به من که همش از کارای سارینا خسته میشم تو رو که میبینم شرمنده میشم که چقدر تو قویییییییییییی هستی

زهرا من دیروز یه جای گیر کردم دیر رفتم خونه همش استرس اینو داشتم الان تو بخوای سی دی رو بهت بدم چجوری بهت بگم که نیستم پس تو هم گیر کرده بودی

همه و همه دوستتون دارم عاشقتونم میبوسمتون
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
موونا .... می کشمت ....... خدائیش پسر من خیلی صبوووره.....از دست عروسم دلخورم ...اوومد دل پسر ما رو برد و رفت...آخه چرا این اتفاق باید واسه پسر من می افتاد...مگه چیکار کرده بووود...

زهرا پس کلی حال کردی...بببین باربد هم دقیقا همینطوره ....نمیذاره من لباسم را دربیارم...گلاب به رووتون بعضی وقتها دارم می ترکم نمیذاره برم دستشویی...منم ولش می کنم و بدو بدو میرم اوونم کلی گریه می کنه...............ههههههههههههه ولی خیلی دو نفری خوش میگذره .. سعی کن بیشتر دو تایی باشین .
سلاممممممممممممممممممممممممممممم

من اومدمممممممممممممم ای هوار ای داد ای بیداد شوهرم داره از دستم می ره واسش هوووو پیدا شده جرات نداره به من دست بزنه ، تا میاد سمت من یه بوسی یه دست نوازشی بابا یه چیزییییییییییییییییی پسرکم دادش می ره هوااااااااااااااااااااااااااااااا ، تازه چند شبه تو تختش نمی خوابه و به جاش باباشو می فرسته تو اتاقش و می یاد کنار مامیش می خوابه ،،،،،،،،،،، از الان بدونید اگه من اومدم اینجا گریه زاری که شوهرم هوو سرم اورده بودنید مقصر کی بوده!!!!


ازاده عشقم ، انرژی انرژی انرژیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوبه یا بازم بدم 0


مونا جون ساتیار جدیدا رخش مادرشم هل می ده می گه قام قامممممممممممممممم هر چی می گم این بزرگ نمی تونی راش ببری اصلا اصلا تو کتش نمی ره تا از اسانسور می یایم ده بده پشت ماشین

وای وای من این عشقامو بخورم الینا خاله و امیر محمد شیطوننننننننننننننننننننننننننن ، هانی جون واقعاااااااااااااااااا سخته می دونم بردارمنم یه مدتی مریض بود و ما همش گریه می کردیم ولی ایشاالله زودی خوب بشن وخدا یه نی نی خوشگل بهشون بده و زندگیشون رونق بده


سلام بچه ها
من مثل گربه ای که دنبال دم خودش می دوه دو روزه دارم دور خودم می چرخم!!!

الان تازه نشستم پای پایان نامه یه نگاهی به فایلش بندازم که اگه ایراد نداشته باشه فردا یه سر برم پیش استاد!!
تا الان هم داشتم چمدون می بستم!!
امروز صبح که سام بیدار شد دیدم پلک چشمش متورمه و چشم چپش قشنگ از اون یکی چشم کوچیکتره دیدم دم سفر روزه شک دار نگیرم تو این هیری ویری بردمش دکتر عصر قبل از اینکه بریم دکتر به نظرم اومد لپاشم یکمی تپلتر شدن تازه تو دلم هم کلی دوق کردم که چه عجب این پسر من یه پرده گوشت آورده!!! خلاصه که رفتیم دکتر و دکی جان با یه نگاه فرمودند به به می بینم به واکسن mmr واکنش نشون دادی مرد!!!!
بععععععله پسرک من اوریون خفیف گرفته!! الان دو طرف صورت از بغل لپ به سمت گوش متورمه کمی هم تب داره!!! کلی هم کلافه است!!!!

***** خانومای محترم جون خودتون هر کی هر چی می خواد فقط یه ندا بده!!! از 2 بعد از ظهر به بعد بهم تلفن بزنین هرکی هم تلفن منو نداره می تونه از بچه های دیگه بگیره ، حلالتون نمی کنم چیزی لازم داشته باشین و نگین به خصوص از مادر کر!!!!!



برای مامان امیر محمد....هانی عزیزم
1-پسرک طبیعت دوست خندونت دل منو برد
2- به محض اینکه خوندم برای برادرت چه اتفاقی افتاده با گریه از ته ته ته دلم برای سلامتی اش دعا کردم
3- به برادرت بگو این موضوع فقط روحیه ، قدرت و توکل به خدا می خواد ...همین همین همین
4- بازم بهش بگو داستان زندگی لویی آرمسترانگ رو بخونه...حتما میدونی قهرمان دوچرخه سواری دنیا که اتفاقی شبیه همین اتفاق براش افتاد ولی امسال باز هم قهرمان دنیا شد.
5- ببخشید البته من فضولی می کنم اما میتونه قبل از شیمی درمانی اسپرمهاشو فریز کنه ،به همین روش لویی ارمسترانگ الان 4 تا بچه داره ! البته خوندم که در مورد برادرت بیضه چپ فقط برداشته شده.
6- سعی کنید بهش حسابی روحیه بدین ....بابا فقط کافیه از ته دل از خدا بخواد و خدا یه نگاه از سر لطف بهش بندازه، هرچند که مطمئنم همین الانم خداوند از سر لطف داره امتحانش میکنه
7- مطمئن باش حتی اگه اینجا بر اثر الزایمر اسمی ازت برده نشه تو دل همه ما هستی ، هانی آروم و مهربون و دوست داشتنی...
8-می بوسمت
سلام به همه...

هانی جون ماشالا این پسملی خیلی ناناز شده... منم مثل بقیه ی بچه ها واسه برادرت خیلی خیلی ناراحت شدم... ولی شماها نباید خودتونو ببازید دیگه خیلی از این مشکلات و بیماریها قابل درمانند و همونطور که الی گفت روحیه خیلی خیلی خیلی مهمه... اون بیچاره خودش داغونه شماها رو هم با قیافه های درهم و اشک و زاری ببینه دیگه امیدی واسش نمی مونه... البته ببخشید فضولی می کنم...

و اما الی جونم نمی دونم دیگه وقت می کنی بیای توی نت یا نه... من که عمراً روم بشه بهت بزنگم که واسه من فلان چیز رو بیار ولی اگه چیزی جالبی دیدی که واسه عکس قشنگه و اینجا نیست و جا داشتید و اذیت نمی شدی برام بیار...

واییییییییی قربون این دخمل ریزه میزه برم الیناگلی کلی خوش گذروندیاااااااااا جای ما رو خالی کردی؟؟؟ مامانش ایمیلمو خوندی؟؟؟

همتونو از صمیم ته اعماق قلبم دوست دارم... بوسسسسسسس
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
مامان آرشا عاشقتم که روت نمیشه به من زنگ بزنی....مردم برای این حجب و حیات!!!
ما تو سفر فقط یک روز می ریم خرید تو اون یک روز هم منو نمی تونی از فروشگاه بچه جمع کنی...در نتیجه چشم حتما حتما اگه چیزی دیدم که به درد عکس، عکاسی و خلاصه قرتی بازی می خورد و تک بود و اینجا ندیده بودم مطمئن باش برات میارم.....بوسسسسسس
سلام به همه دوستای گلم

از ابراز لطف همگی ممنون

هانی عزیزم . بقیه دوستا همه صحبتهای لازم رو کردن ولی منم دوباره بگم که دوای اصلی برادرت روحیه است که از طرف افراد نزدیکی مثل شما که بهش خیلی نزدیک هستید از همه موثر تره . من از ته دل دعا میکنم هر چه سریعتر خوب بشه. الانم که نزدیک ماه رمضان هست بهترین وقته برای نزدیک تر شدن به خدا و استجابت دعا .

راستی امیر محمد چه مرد ماشاله. ببوسش

و آمااااااااااااااا ما امشب عروسی دعوتیم . دختر عمه ام عروس شده........ هوراااااااااااااااا به من هم مرخصی نمیدن در نتیجه تا ساعت 3 اینجا در خدمت هستم . بعدش چه جوری میخوام به کارام برسم با یه وروجک خدا میدونه؟؟؟؟//
پی نوشت : مامانم از ساعت 5 برای مراسم با شکوه عقد دعوته و میخواد زودتر هم بره تا به قول خودش کمک به عمه کنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدا به داد من برسه

مامان آرشا ی عزیز ازت ایمیلی ندارم . ولی هنوز منتظر ایمیلت هستم.

مهتاب جونمممممممممممممممم چرا نمیای؟ میخواستم دیروز بهت زنگ بزنم ولی پیرو مسایلی که که در بالا توضیح دادم دیشب تا دیر وقت آرایشگاه بودم . ولی اگه هستی و میدونم کارت زیاده و وقتت کم ولی کوتاه هم شده برامون از خودت و آدرینا جیگر بنویس. بوسسسسسسسسسسس

الی مهربونم من به نوبه خودم ازت تشکر زیاد میکنم که به یادمونی . برو و حسابی خوش بگذرونننننننننننننن.
مسئله سام هم حتما دکی بهت گفته اصلا مهم نیست الینا هم دقیقا همینطوری شد و من هم اولش مثل تو ذوق زده شدم برای تپلیش ولی یکی دور روزه حل شد. و ذوق من نا تمام!!!!!!!!!!!!!

بقیه مامانا دوستون دارم زیادددددددددددددددد
سلام به همه مامانای گل
خوبید خوشید؟؟؟ نی نی های نازتون خوبن؟؟
شرمنده من فقط این صفحه و صفحه قبل و خوندمو از هیچ چیز دیگری خبر ندارم، لذا:

الیی جونم امیدوارم حسابی بهت خوش بگذره و سام عسل هم اوریونش اذیتش نکنه ، در ضمن امیرسام گفته به خاله الی بگو ماشین یادش نداره، امیرسام گفته ها نه من !!!!!

هانی جون ماشاله پسری چه ناز شده ، ببوسش. برای برادرت اول خیلی ناراحت شدم به حدی که چند دقیقه سرمو رو میز گذاشتم وو اشک ریختم ولی بعد براش یه عالمه دعا کردم و مطمئنم خدای مهربون کمکش میکنه ، فقط روحیه خیلی مهمه، بهش روحیه بدید.

مامان آرشا اول از همه آتلیه ات مبارک. کارات خیییییییییییلی قشنگن. لازم شد برای عکسم شده یه سفر اصفهان بیام، من تا حالا اصفهان نیامدم!! البته فقط یه بار فرودگاهش امدم چون ماموریت داشتم شهرکرد.

هما جونم وای الهی قربون الینای ناز بشم چه عکسای نازی!!! چه کار خوبی کردی الینا رو از شیر گرفتی، امیرسام که شیر پاستوریزه رو هر جورب فکر کنی بهش دادم و اول بو میکنه و بعد روشو اونور میکنه. و ما همچنان نقش خانم گاوه رو خصوصا شب تا صبح بازی میکنیم.

زهرا جان چطوری؟ علی بهتر شده؟؟ ما که هر روز دریغ از دیروزیم! منکه هر وقت باهاش تنها باشم عین گل سینه چسبیسده بهم و دائم دامنمو میکشه منم که چون مانکن شدم دامنم برام گشاد شده و یییهو می افته پایین!!! دلتون بسوزه وزنم به حالت سابق برگشته. شوخی کردم اصلا دلتون نسوزه، اینقدر تو این ودت سختی کشیدم که حاضر بودم 500 کیلو بودم ولی آرامش داشتم، !!!!!

سمیرا و نوشین عزیزم دلم براتون یه ذره شده، فسقلای شیطونتونو ببوسید. راستی این پسر تنبل ما هنوز راه نمیره ولی انواع واقسام حرکات ژانگولری رو انجام میده، چهار دست و پا رو لبه دیوار و مبل، پرش از حلقه آتش، دوچرخه سواری رو طناب و .....

همینجا جا داره از مونای عزیز و هما و سمیرا و مامان آرشا که برام تو وبلاگم کامنت گذاشتن و بسیار بسیار خوشحالم کردن تشکر کنم. بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

بقیه دوست گلا عاشقتونممممممممممممممممممممممممم
وایییییییییییییییییییی ببینید کی اومده . هورااااااااااااااااااااااااااااا
فرانک مامان امیر سام . که خیلی دلم براش تنگولیده بودددددددددددددددد.
ما عکی میخوایم یاله . تند زود .. سریع . حتما امیر سام حسابی مرد شده . مامانش عکس جدید برای خاله بذار . لطفا"
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792