من خونه پیدا نمیکنم یا خیلی داغونن و بی ارزش یا خیلی گرونن یک ماهه کارم گریست
انشاالله پیدا میشه عزیزم منم ازقبل عید غصه داشتم ولی صاحب خونمون خدا حفظش کنه بااینکه همه چیز چندبرابرشده فقط ۵۰ هزارتومن گذاشت رو کرایه گفت چون سروقت همیشه کرایه دادین وهمسایه ها ازتون راضین بشینین همینجا
ناعادلانه بودن دنیا اونجا خیلی به چشم میاد که ما مجبوریم همینجوری پله های ترقی رو طی بکنیم تا تازه برسیم به پله ای که بعضیا اونجا به دنیا اومده بودن.....جبر جغرافیایی خیلی موضوع عجیبیه,تو برای یه موضوعی که دست خودت نبوده تاوانی رو میدی که اصلاً حقت نیست......
خیلی خیلی گرووونه من ازبس همه جاگرون بوداومدم طبقه پایین خونه بابام نشستم خدالعنت کنه صاحبخونه ...
عزیزم.سخته میدونم.
من از فردا ی ذکری شروع میکنم ب خوندن خیلی خوبه نیت میکنی باید تا دوماه هرروز چارصد بار بخونی.میتونی این مدت دوماهه ک تموم شد از نو شروع کنی.من ی شب خوندم همون شب تاثیرشو دیدم بستگی ب اعتقادات آدمم داره.فرداش ک دیروز باشه نتونستم بخونم.از صب ب امید خدا شروع میکنم.
خیلی بد وضعی واقعا ما باید حرفمونو ب کی بگیم کی صدامونو میشنوه
عزیزم اونایی ک باید صدامونونمیشنون جیبای خودشون پرپوله دیگه کی ب فکرمردمای بدبخته😢
خدایاسرده این پایین ازاون بالا اگه میشه نگام کن یه کاری کن اگه میشه فقط گاهی خودت قلبمو ها کن خدایاسرده این دستام ازاون بالاخودت ببین میلرزه مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارزه😔
من خونه پیدا نمیکنم یا خیلی داغونن و بی ارزش یا خیلی گرونن یک ماهه کارم گریست
چى بگم خواهر گرونى ك سر ب فلك كشيده تا هم حرف بزنى كاربريمونو ميتركونن😒😒
من پذيرفتم شكست خويش را/ پندهاى عقل دورانديش را...من پذيرفتم كه عشق افسانه است/ اين دل درد آشنا ديوانه است...ميروم شايد فراموشت كنم/ با فراموشى هم آغوشت كنم...ميروم از رفتن من شاد باش/ از عذاب ديدنم آزاد باش...آرزو دارم بفهمى درد را/ تلخى برخوردهاى سرد را...آرزو دارم خدا شادت كند/ بعد شادى تشنه ى نامم كند...آرزو دارم شبى سردت كند/ بعد آن شب همدم دردت كند...تا بفهمى با دلم بد كرده اى/ با وجود احتياج دست مرا رد كرده اى...ميرسد روزى كه بى من لحظه ها را سر كنى/ ميرسد روزى كه مرگ عشق را باور كنى...ميرسد روزى كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاى كهنه ام را مو به مو از بر كنى...😔
چندوقت پيش ب شوهرم گفتم ديگه تو خواب هم صابخونه نميشى
من پذيرفتم شكست خويش را/ پندهاى عقل دورانديش را...من پذيرفتم كه عشق افسانه است/ اين دل درد آشنا ديوانه است...ميروم شايد فراموشت كنم/ با فراموشى هم آغوشت كنم...ميروم از رفتن من شاد باش/ از عذاب ديدنم آزاد باش...آرزو دارم بفهمى درد را/ تلخى برخوردهاى سرد را...آرزو دارم خدا شادت كند/ بعد شادى تشنه ى نامم كند...آرزو دارم شبى سردت كند/ بعد آن شب همدم دردت كند...تا بفهمى با دلم بد كرده اى/ با وجود احتياج دست مرا رد كرده اى...ميرسد روزى كه بى من لحظه ها را سر كنى/ ميرسد روزى كه مرگ عشق را باور كنى...ميرسد روزى كه تنها در كنار عكس من/ نامه هاى كهنه ام را مو به مو از بر كنى...😔