وای چقدرررررررررررر شبیه مامان من چقدررررررررررر
.
بابای منم خیلی مرد مومنیه، مومنم نبود، خیلی ساده ست اصلا تو فاز زن و اینا نیست
دقیقا مامان خودم با چند نفر در رابطه بود، نه که حدس و گمان من باشه، تو خونمونم رفت و امد داشت طرف، بعد بقول شما به هرکی میشناخت میگفت این با زنا در ارتباطه
مهریه شو از بابام گرفت، همه اموالشو گرفت، منم که الان 25 سالمه
5 سال پیش رفت با حق طلاقش طلاق گرفت، تو مراحل طلاقش من خودمو کنار کشیدم چون کلا مخالف طلاقش بودم، اخرش بهم گفت تو کارای طلاقمو کردی من ک طلاق نمیخاستم
سنگینترین حرفی ک باعث شد این 5 سال قیدشو بزنم این بود یه روز زنگ زد بهم، گفت یادم نرفته با علی(دوست پسرش که 20سال ازم بزرگتر بود ونیم مترم قدش از من کوتاهتر بود) تا پای عقد هم رفتی. به قران قسم نه اون اصلا یک لحظه بمن نظری داشت نه من که اون زمان خودم همیشه دوس پسر داشتم و تنها نبودم و اصلا اونو دایی صدا میزدم. ولی اینجوری بهم گفت
الانم که تنها توی تهران داره زندگی میکنه
اون اوایل که تازه بچه دار شده بودم و بابامم تنها زندگی میکرد، میگفت نرو خونه ی بابات دخترتو نبر، انقد میگن طرف شیشه کشیده سر بچه شو بریده یهو بابات یه بلایی سرتون میاره، حالا بابای من سیگارم نمیکشه
کلا روانیه من مطمینم ولی میگه بقیه دیوونن من سالمم
خدا کمکش کنه
نه خواهر و برادری داره که به دادش برسن
نه هیچ ادم دلسوزی داطرافشه