2789
عنوان

تارا+ واقعی

| مشاهده متن کامل بحث + 157613 بازدید | 1207 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خیاین ازشگردای نویسنده هست که خواننده رو منتظر بزاره ولی بعد وقتی میخونی میبینی اتفاق خاصی هم نبوده ...

نه عزیزم خانم گلکار یه بارخودشون توضیح دادن وافعا هرجا بخوان قط کنن قسمت حساس قصه است.

تارسیدن به هدف دور زدن ممنوع🎯🎯🎯.
ممنون عزیزم ،خیلی زحمتت زیاد شد تو این هفته ها،مرسی لطف کردی⚘⚘⚘⚘⚘🌺🌺🌺🌺🌺💐💐💐💐

خواهش میکنم عزیزم ❤️❤️❤️

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
خیاین ازشگردای نویسنده هست که خواننده رو منتظر بزاره ولی بعد وقتی میخونی میبینی اتفاق خاصی هم نبوده ...

نه عزیزم به قول دوستمون خانم گلکار توضیح دادن که هر جاش قطع کنن حساسه به طور مثال گفتن شما خودتون هر جای داستان قطع کنید میبینید همون جا حساسه  فقط داستان رو به جایی میرسونم که هم پیشرفت کنه هم منظورو‌برسونن

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

دوستان سلام نمیدونم چرا از گالری نمیشه امروز عکس گذاشت دیگه همینجوری داستان و میذارم

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
دوستان سلام نمیدونم چرا از گالری نمیشه امروز عکس گذاشت دیگه همینجوری داستان و میذارم

سلام باشه عزیزم مشگل نداره وسطش چت شده قاطی نمیشه

تارسیدن به هدف دور زدن ممنوع🎯🎯🎯.

داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش اول






خورشید آخرین نور های طلایی خودشو با زیبایی هر پی تمام تر روی مرداب انداخته بود ..

حس می کردم همه چیز برق می زنه و رنگ و بوی دیگه ای پیدا کرده  ..لاکو آروم و بی صدا به مرداب نگاه می کرد و من آهسته می روندم در حالیکه قلبی داشتم لبریز از عشق اون ؛؛ به ساحل که رسیدیم ..دستشو گرفتم وپیاده شد .....

و حس قشنگی بود وقتی که  من   قایق رو می بستم  لاکو ایستاده بود و منو نگاه می کرد ...

بعد گفت : فکر کنم تو زیبا  ترین شغل دنیا رو داری  .... با هم راه افتادیم قدم زنون و بی خیال از این دنیای عجیب و غریب ؛؛ 

گفتم : لاکو می دونی چی دلم می خواد ..

گفت : تو رو نمی دونم ولی من یک لیوان از اون شیر داغی که تو درست می کنی ..سردم شده ..نمی دونم چرا وقتی  سردمه و یا خیلی ناراحتم اون شیر بهم اینقدر انرژی میده و حالم بهتر میشه ...حالا بگو تو چی دلت می خواد ؟

 گفتم: دوتا بال در می آرویم و پرواز می کردیم توی آسمون و تا اونجایی که میشد میرفتیم به جایی که هیچ کس بهمون دسترسی نداشته باشه ...





داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش دوم 






گفت : تا اونجایی که من می دونم خیال و رویا نمی تونه زندگی آدم رو بسازه ..ما نه هرگز بال در میاریم نه راهمون یکی میشه پس بهتره عاقلانه تر رفتار کنیم ... و واقعیت رو ببینیم و باهاش روبرو بشیم ..

اینطور که من تو رو دیدم نمی خوای قبول کنی من اون کسی نیستم که تو باهاش آینده ای داشته باشی ....

نمی دونم چرا ولی قبل از اینکه بفهمم حامله ام  فکر می کردم میشه ..ولی همون موقع هم اشتباه می کردم ....

گفتم : اگر آدم زندگی رو سخت نگیره همه کار توی این دنیا امکان پذیره ..آخه چرا نشه ؟ مگر اینکه تو منو دوست نداشته باشی در این صورت من فقط خوشبختی تو رو می خوام ..

ولی وقتی دو نفر دلشون با همه؛  چرا نشه ؟ توی این مدت منو شناختی به نظرت آدمی هستم که زیر قولم بزنم ؟ 

گفت : اصلا موضوع تو نیستی ..این منم که زندگی نامعلومی دارم و نمی تونم  و نمی خوام زندگی تو رو خراب کنم ...

رو کردم به اونو و همینطور که بهش نگاه می کردم گفتم : اگر تنهام بزاری زندگی من خراب میشه ..ولی با تو انگار توی بهشتم ..








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش سوم







لاکو این بهشت رو از من نگیر ...

یک مرتبه  با صدای بلند گفت : امیر اونجا روببین ؛ امید داره میاد ...مثل اینکه عجله داره ..تو میگی چی شده ...

ما هم سرعتمون رو زیاد کردیم و رسیدیم به امید ... 

از بس دویده بود نمی تونست درست نفس بکشه ..همینطور که قفسه ی سینه اش بالا و پایین میرفت گفت : امیر اومدن لاکو رو ببرن ...مادرش اومده پیداش کردن ...

دوباره رنگ از روی هر دوی ما پرید ....

لاکو لبشو گاز گرفت و پرسید تو از کجا می دونی مادر منه ؟

 گفت : یک عالمه عکس آورده از تو ؛؛ ما دیدیم ..مامان؛  بابا رو خبر کرد اونم قبول کرده  ..

خودش می خواست بیاد دنبال تو ولی منو فرستادن ...

لاکو قدرت حرکت نداشت ..و من اگر لازم نبود مراقب اون باشم شاید از حال میرفتم ...

در حالیکه امید پشت سر هم می گفت زود باشین منتظر شما هستن یک ماشین خیلی شیک دارن راننده هم دارن ....

امیر پولدارن ..خیلی زیاد هم پولدارن ... مادرش از خارج اومده ..کانادا ؛؛لباس های خیلی قشنگی پوشیده ,  یک عالمه جواهر توی دستش کرده .. ما هنوز ایستاده بودیم ..







داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش چهارم 





بالاخره رسید اون چیزی که ازش می ترسیدم ..و لاکو حالش از من بدتر بود ...

خودمو جمع و جور کردم و گفتم : ناراحت نباش چه بهتر  دیگه این بهانه رو نداری که کس و کارت پیدا نشدن ..

حالا خانواده داری و مانعی بین ما نیست .. بیا بریم اصلا ببینیم تو چرا توی مرداب افتاده بودی ..هان ؟ به نظرت بهتر نشد ؟ 

گفت :نه ؛؛ اصلا ،نمی خوام ؛  امیر  اگر شوهر داشته باشم چی ؟ بازم این حرف رو می زنی ؟ 

بغض گلومو گرفت و گفتم : نه نداری من می دونم ..می فهمم ..خودت گفتی دختر با زن فرق داره ..

تو چی فکر می کنی شوهر داری ؟

 سری تکون داد و گفت : امیر می ترسم ...نمی دونم چرا از اینکه گذشته ام رو به یاد بیارم اینقدر واهمه دارم ...

گفتم : ولی از این تاریکی که توش قدم بر می داری بهتره ..هان ؟ به نظرِتو اینطور نیست ؟







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش پنجم 







لاکو یک مرتبه شروع کرد به دویدن ..و ما هم دنبالش ....یک ماشین پلیس و یک ماشین آخرین مدل سیاه رنگ جلوی در خونه ی ما که باز بود ؛ به من و لاکو فهموند که همه چیز واقعیت داره و باید از هم جدا بشیم ...

امید خودشو زود تر از ما انداخت توی خونه و داد زد آمدن ..آوردمشون ...لاکو اومد ...

یک خانم قد بلند و زیبا و خیلی شیک پوش با صورتی که از گریه ی زیاد قرمز شده بود منتظر ما بود و بقیه ی اعضا خانواده و دو تا پلیس توی حیاط بودن چشمم افتاد به یک مرد جوون ..

مثل این بود که یک دیگ آب جوش سرم ریختن ..

 داغ شده بودم و حالم خیلی بد بود فکر کردم شوهرشه ...

اما خیلی زود از اینکه کناری ایستاده بود و تماشا گر بود فهمیدم فقط یک همراهی با مادر لاکو داره  ..

هر کس اون زن رو می دید  از شباهتش به لاکو می فهمید که مادر و دخترن ..دستهاشو باز کرد و فریاد زد سوگند؛؛  مادر؟  .....

و در حالیکه ناله ای از ته دلش می کشید و از شدت گریه نمی تونست حرف بزنه به طرف لاکو قدم بر داشت  و فقط چند بار  گفت آخ ..آخ مادر ..و در یک چشم بر هم زدن اونو در آغوش کشید و محکم بغلش کرد و بوسید ..

مدام سرشو می برد عقب نگاهی به اون می کرد و با گریه ای بی امان دوباره در آغوشش می گرفت ..




داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش ششم 





لاکو هم اونو بغل کرده بود ..مثل اینکه مادرشو شناخته بود سرشو گذاشته بود روی سینه ی اونو اشک میریخت ...

دیگه حتی پلیس ها و بابا و اون مرد که فهمیدم وکیل مادر لاکو هست و در واقع اون بوده که لاکو رو پیدا کرده ؛؛هم نمی تونستن جلوی خودشون رو بگیرن و گریه نکنن ..

اون خانم همینطور که دستش دور کمر لاکو بود گفت : عزیز دلم برو حاضر شو زود تر برگردیم خونه ..همه منتظر ما هستن ...

مامان با اعتراض گفت : نه نمیشه ؛؛ چه خبره ؟ اجازه نمیدم ..خیار که نمی خواین ببرین .. لاکو باید آمادگی پیدا کنه ..

بچه شوکه شده اذیتش نکنین رنگ و روشو نمی ببینین .؟ حالش خوب نیست ...بیا لاکو جان ..بیا بریم تو ,یکم بشین حالت جا بیاد ...

و دست اونو گرفت و با خودش برد ..

من فورا رفتم و در حالیکه بی اختیار اشکم صورتم رو خیس کرده بود و با آستینِ کتم پاک می کردم ..

 شیر  براش داغ کردم و با همون اشک و نا امیدی یک قاشق عسل ریختم توش و هم زدم ..مثل کسی بودم که داره به مرگ نزدیک میشه ....









#ناهید_گلکار

@nahid_golkar



#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش هفتم 






سمیرا اومد توی آشپزخونه و گفت : الهی برات بمیرم امیر ؛؛ تو رو خدا گریه نکن خدا بزرگه ..

شاید فراموشش کردی ...

حرفی نزدم اصلا حوصله نداشتم ..لیوان شیر رو بردم و خودم دادم به لاکو ..

سرشو بالا کرد و لیوان رو گرفت و با نگاهی که به من کرد ..خیلی چیزا دیدم ..التماس ؛ در موندگی ؛ عشق و هراس ....

ننه گفت : آخ قربان بشم امیر جان ؛؛ خیلی کار خوبی کردی ...ببین خانم جان  لاکو فراموشی داره نمی تونه سرشو بندازه پایین و همینطوری با شما بیاد ...

مادر لاکو رو کرد به مامانم و پرسید: مادرتون چی گفتن ؟

 مامان براش ترجمه کرد ..بابا گفت : شما خودتون مادرین می فهمین که یک مرتبه نمیشه اونو با خودتون ببرین ...

کیفشو بر داشت و گفت : بفرمایید هر چی هزینه اش میشه میدم ..شما فقط بگین چقدر ؟من حرفی نداره پرداخت می کنم ...






داستان #لاکو 🌱❤️

#قسمت_یازدهم- بخش هشتم 






مامان گفت : دست شما درد نکنه ...منظور ما پول بود ؟ ما از شما پول خواستیم؟ ...

سمیرا دخالت کرد و با ناراحتی گفت : خانم ما به لاکو عادت کردیم دوستش داریم ..ما فقط  دلمون نمی خواد لاکو بره ..

مادر لاکو گفت : می فهمم اینا به کنار ولی خوب شما هم هزینه کردین درست نیست با این وضعی که شما دارین خرج بچه ی منو بدین ..دکتر بردین؛؛ لباس خریدین ..مگه اینا رو نگفتین که پولشو از من بگیرین ؟ 

مامان زد روی دستشو گفت : ای خاک عالم به سرم ..شما اینطوری فهمیدی ؟  خانم جان شما عجب اخلاقی دارین ؟..

من گفتم تا از حال و روز دخترتون با خبر بشین در ضمن وضع ما خوبه کی گفته که ما محتاجیم به پول شما ....

ما مثل بچه ی خودمون ازش مراقبت کردیم, بهتون  نگفتم ؟چقدر دوستش داریم ؟








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792