داستان #بیگناهی 🕊
#قسمت_بیست و پنجم-بخش اول
چشم انتظار یک خبر برای خلاصی ...و من با دیدن اون همه زن رنج کشیده گاهی درد خودمو فراموش می کردم و دنبال راه نجاتی برای اونا بودم ..
فیروزه برای هفتاد و پنج میلیون زندانی شده بود ولی زنی رو دیدم که با وجود اینکه حامله بود برای چهار میلیون اسیر این زندان شده بود ..و خیلی برام عجیب تر شد وقتی شنیدم اونو با دست خط و اثر انگشتی که به طلبکار پدرش داده از طریق شواری حل اختلاف زندانی کرده بودن ...
یا زنی که به خاطر دو میلیون دیه مدت ها بود حبس می کشید ..البته مدد کارای زندان مرتب برای مبلغ های کوچیک خیر خواه پیدا می کردن ..ولی عمق فاجعه خیلی بالاتر این حرفا بود ...
روز ملاقات حضوری بود ..
با سری دوم منو صدا کردن و بین اونایی که اعلام کردن نهال و خدیجه و فیروزه هم بودن ...
همه با هم در حالیکه جلوتر از ما یک مامور و پشت سرمون یک مامور دیگه راه میومدن ..رفتیم به سالن ملاقات ...
همه نشسته بودن ولی فرزاد بیقرار نزدیک در ایستاده بود و سرک می کشید و این بهم قوت قلب داد ..
هنوز به سالن ملاقات نرسیده بودم که همدیگر رو دیدیم ..دلم براش پر می زد ...اولین کاری که کردم این بود که به صورتش خیره شدم تا بفهمم خبر خوبی برای من داره یا نه ..
به نظر خوشحال میومد ..
داستان #بیگناهی 🕊
#قسمت_بیست و پنجم-بخش دوم
وارد سالن که شدم اومد و دستهای منو که برای گرفتن دستهاش التماس آمیز جلو رفته بود گرفت و بغلم کرد و بوسه ای به سرم زد و گفت : آخ چقدر دلم برات تنگ شده بود ..
مامان و بابام و مادرِ فرزاد هم اومده بودن ...
بغل هر کدوم که می رفتم دلم می خواست تا ابد اونجا بمونم و منو توی زندان رها نکنن ...
نشستیم و حال و احوال کردیم ..به محض اینکه ازهیجان دیدن اونا آروم شدم ..چشمم دنبال خدیجه گشت ..
سر یک میز با یک مرد و یک خانم نشسته بود ... بعد روی صندلی چرخیدم تا ..چشمم افتاد به نهال ..
وای خدای من چقدر پسرش زود بزرگ شده بود ..دیگه حالت نوزادی نداشت و بغل نهال بود ..
شوهرش پسر جوونی بود و با اینکه نهال گفته بود سندرم داون داره اصلا از دور اینطور به نظر نمی اومد ...
فقط یکم صورتش اینو نشون می داد ..سه تایی داشتن با هم عشق می کردن ..و چند میز اونطرف تر ..
فیروزه رو دیدم که با یک خانم و آقای مسن و مرد جوونی که موهای جو ؛گندمی داشت با قدی کوتاه و یک شکم بزرگ ...نشسته بودن ؛؛در واقع ماتم برده بود ....
#ناهید_گلکار
@nahid_golkar
#ناهید_گلکار
@nahid_golkar