داستان #بیگناهی 🕊
#قسمت_بیستم-بخش هفتم
تا یک روز که توی حمام بود تلفنش زنگ خورد ..
گوشی رو بر داشتم یک زن بدون اینکه من حرفی زده باشم با عجله گفت : علی کجایی چرا نمیای ؟ گفتم : شما ؟ با کی کار داری ؟
فورا قطع کرد ...دست و پام شروع کرد به لرزیدن ...
خدای من یک زن بود و اونو با اسم کوچک صدا زد .. علی رفته بود حمام که بره سر کار پس این زن کی بود ؟
منه کم صبر رفتم پشت در حمام و زدم به در و گفتم علی تلفن باهات کار داره ..
گفت : جواب نده خودم الان میام ..
داد زدم یک زن بود می گفت چرا نمیای ؟ اونقدر فوری و بدون تامل گفت که زرگری بود بهت گفتم که قرار دارم ..که یک لحظه باورم شد که زرگری یک زنه ...
اما یادم اومد و گفتم : تو که گفتی زرگری مرده ..حوله اش به تنش بود و همینطور که آب از سر و صورتش میریخت اومد بیرون و گفت : آخه باید همه چیز رو برای تو توضیح بدم ؟.. معلومه خوب زرگری مرده اینم زنشه ..قرار داریم بریم سر زمین ... هزار تا کار دارم ؛؛گرفتارم؛؛ .. توام مدام منو سین ؛؛ جیم؛؛ می کنی ..به خاطر خدا دست از سرمن بر دار ..ولم کن بزار با درد خودم بمیرم ..
منه بیچاره از صبح تا شب مَجیز این زن و شوهر رو میگم برای رفاه زن و بچه ام ..اقلا کاری برای من نمی کنی کار شکنی نکن ..
داستان #بیگناهی 🕊
#قسمت_بیستم-بخش هشتم
گفتم : اوووو چه خبرته زبون به دهن بگیر ..فکر کردی من خرم ؟
زن زرگری برای چی به تو میگه علی ؟ (..) می خوره زنیکه اسم کوچک شوهر منو صدا می زنه ..
همینطور که تند و تند کاراشو می کرد و لباس می پوشید و عطر و ادوکلن به خودش می زد گفت :اولا همه مثل تو عقب مونده نیستن ..اون جلوی شوهرشم منو علی صدا می زنه ..
دوم اینکه تو فقط حسود نبودی که اونم شدی ..هنری که نداری ؛؛
کمک حال منم که نیستی ؛؛ خدا رو شکر عیب هات کامل شد ..
گفتم : خوشم باشه علی آقا عیب های من کامل شد؟ ..کم می شورم و می سابم؟ و از تو و بچه هات نگهداری می کنم؟ ..
لابد می خواستی اضافه کاری بیام کمک تو ؟ دوتا بچه نگهداریش آسونه ؟
گفت : پول در آوردن چی؟ آسونه ؟می خواستی به بابات بگی کمک مون کنه اینو که می تونستی ؟
ببین فیروزه دیرم شده بزار خبر مرگم برم کارمو انجام بدم بعد که اومدم برای خسته نباشید مزدم رو بزار کف دستم ..خاک بر سر من کنن که شانس توی زندگیم نیاوردم ....
و درو زد بهم و رفت ...
اولش که هاج و واج مونده بودم اصلا چی شد من چرا داشتم از خودم دفاع می کردم ....اون بود که باید جواب پس می داد ...
#ناهید_گلکار
@nahid_golkar