تو اون چندساعت هرچی از نوشین سوال میکردن ک تو تو اون خونه چیکار میکردی چرا اینطوری شدی جواب نمیداد
جای تعجب داشت ک اونا همسایه هم بودن اما تاحالا نوشین و ندیده بودن
مامان من میرم خونه شاید کس و کارش بیان بدون رضایت عملش نمیکنن
برو پسرم مارم بی خبر نزار
جلو در خونه رسید وقتی دست برد ک زنگ و بزنه درباز شد
فرمایش؟؟؟
سلام جناب روزتون بخیر ببخشید خواستم بگم من چندساعته پیش همسرتون و ....
هنوز کلامش تموم نشده بود ک مشتی حواله صورتش شد
یکم تعادلش و از دست داد ولی خودشو جمع کرو داد زد
اقای محترم خانومت تو بیمارستانه اومدم دنبال کس و کارش واقعا شرم آوره با این برخوردتون
شوهره نوشین عینه یه ماره زخمی داد زد مرتیکه حروم زاده زن منو کجا بردی اصلن تو چیکاره ای ب چ حقی پاتو تو خونه من گذاشتی من اگ دستم ب گیسای اون هرزه برسه زندش نمیذارم
مرد ک رفتار خشونت آمیزه شوهره نوشین و دید یکم فکر کرد شاید این مرد مشکل داره باید چیکار کنم
اما از یطرف نوشین باید درمان میشد و رضایت این مرد لازم بود
بعد از مدت زمان طولانی ک صرف حرف زدن باشوهره نوشین شد اون و راضی ب رفتن ب بیمارستان کرد
اما ازهمه بدتر رسیدنه پای نوشین ب بیمارستان بود
وقتی ک نوشین و دید شروع کرد ب فحاشی و یه کشیده زیر گوش نوشین ک تو چرا پاتو از خونه گذاشتی بیرون اگه قرار بود بمیری باید توی خونه میمردی حق بیرون اومدن از اونجا رو نداشتی
نوشین تنها کاری که می تونست انجام بده گریه کردن بود
حاج خانم که این صحنه ها رو نگاه میکرد روکرد به شوهر نوشین و گفت آقای محترم حالا حرف از این چیزا گذشته شما باید رضایت بدید تا این دختر عمل شه حال مساعدی ندارد
خلاصه بعد گذشت مدتی شوهر نوشین رضایت داد او نوشین عمل شد اما این تازه اول ماجرا بود