ما یبار تو شهرستان تو جاده بودیم
یه شهرستانه اسمش زوارس به فاصله ی یککیلومتر اونورترش داهاته.پدرشوهرم تو اون داهاته خونه داره.
ما رفته بودیم زواره که خرید کنیم.داشتیم برمیگشتیم به سمته داهات.تو اون جاده کلا کویره همش پره بوته هست.
هواام تاریکبود.پشتمونم ماشیننبود
یهو یه ماشین پشتمون ظاهر شد
من داشتم رانی میخوردم.بعد دستمو از پنجره اورده بودم بیرون قوطی رانی از دستم ول شد افتاد تو جاده.
بعد یهو اونماشینه غیب شد😑یعنی ما گرخیده بودیما.بعد جالب اینجاس اونجاده کلا بغلش پر از بوته و خاره نمیشه یهو دور زد رفت تو بیابون .
ما انقد ترسیدیم گفتیم برگردیم ببینیم چیبود😑منهمش فکر میکردمقوطی رانیه رفته زیره چرخه ماشینه ماشینه چپ کرده😂😂😂😂برا همین دور زدیم ببینیم چیبود و چیشد
اما برگشتیم هیچ اثری از ماشین نبود
نتیجه گرفتیم جن بوده😊