دو ساعت پیش مادرشوهرم زنگ زد گفت میخوایم بیایم خونه تون یه سری بزنیم
منم به حساب اینکه جمع زنونه ست یه تاپ پوشیدم با شلوار
خاله ی شوهرمم همراهش بود
سه چهار بار بیشتر ندیدمش ... فقط تا اونجایی که شنیدم از اون خانمای سخت گیر مذهبیه
از در اومدن تو همون اول که نشستن
خالهه برگشت گفت این چیه پوشیدی !!!
مادرت یادت نداده جلو بزرگترت چجوری لباس بپوشی !!! یه ذره حیا هم خوب چیزیه !! 😐😐😐
اون لحظه داشتم منفجر میشدم از عصبانیت
فقط به احترام مادرشوهرم چیزی نگفتم بهش و گرنه از خونه پرتش میکردم بیرون ....
آخه آدم اینقد پررو ، اینقد گستاخ !!!!
یعنی من تو خونه خودم اختیار اینو ندارم چی بپوشم !!! 😤