2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 891 بازدید | 88 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

از اونجا بلند شو 

با همسرت اشتی کن با زبان خوش بهش بگو به نظرت بهتره برای حفظ احترام زودتر از اینجا بلند بشیم

مستاجری خیلی بهتر از دلخوری و ناراحتیه 

مطمین باش همسرت به نظر شما اهمیت میده 

زن طلاییست که عاشق شدنش اجباریست ، همچو برگیست که گریان شدنش اخطار است ، مثل ماه است که در پرده  شب الماس است ، همچو خورشید زیبا شدنش تکرار است . 
تازه....من خانوادمم جرات ندارن بیان خونم رفت و آمد همه را زیر نظر داره

منم باید دو دفعه اینارو بگم بعد خانوادمو دعوت کنم ،در حالیکه خودش با دختراش خیلی جیک تو جیکن،یه بار خواهرزادمو پاگشا کرده بودم یادم رفت واسه اینا غذا بفرستم چون سرم شلوغ بود و مهمون جدید داشتم ،بعدش مادرشوهرم.کلی گلایه کرد،گفت (با خودم گفتم یعنی نمیتونست یه ذره غذا بده پایین بوی غذاها می اومد)😡

در حالیکه خیلی وقتا بوی غذا از پایین اومده و من اصلا چیزی نگفتم ...😞

از اونجا بلند شو  با همسرت اشتی کن با زبان خوش بهش بگو به نظرت بهتره برای حفظ احترام زودتر از ...

دس رو دلم نذار.....

این بحث واسه ۲ساااااله ک دارم میکنم 

گوشش بدهکار نیس

بعدم مامانش بهش میگه چیکار کنه چیکار نکنه....تمام اقتصاد بچهاشو گرفته دستش

اون بیشتر از من خبر داره از خرج و دخل ما

دس رو دلم نذار..... این بحث واسه ۲ساااااله ک دارم میکنم  گوشش بدهکار نیس بعدم مامانش بهش میگ ...

عزیزم قدرت زنانگی خودت را نادیده نگیر 

با ارامش طرح نیاز کن 

با ارامش و یکم هم غمگین کردن خودت از حال دلت بگو

بعد به همسرت بگو باید خودمون زندگی را مدیریت کنیم پولامونو 

ریز ریز 

بعد هی مثال بزن از دوست و اشنا هم تا بودن تو خانه پدر و مادر نتونستن خانه بخرن ولی تا رفتن مستاجری خانه دار شدن 

بهش بگو که ادم توانگر و مدیری هست باید اون نبض مدیریت و دستش بگیره 

از  مشاوره استفاده کن پقدم به قدم با دقت پیش برو با صبر درست میشه

زن طلاییست که عاشق شدنش اجباریست ، همچو برگیست که گریان شدنش اخطار است ، مثل ماه است که در پرده  شب الماس است ، همچو خورشید زیبا شدنش تکرار است . 
۲تا تیشرت ست سفارش داده بودم....مثلا برا سالگرد ازدواج خدا ازش نگذره اولین سالگرد ازدواج و تولدما پ ...

واقعا خدا ازشون نگذره ،تمام لحظه هایی که تو زندگیم میتونست شیرین باشه به کامم تلخ کردن تا 40 روز بعد زایمانم تو خونم بود با اینکه خونش طبقه پایین بود ،منتظر بودم بعد از ده روز پاشه بره خونش ،ولی گفت چون تازه زاییدی باید تا چهل روز پیش بچه باشم من برای دخترام این کارو کردم باید برای پسرم هم بکنم،بجای اینکه نظر منو بپرسه😣

دس رو دلم نذار..... این بحث واسه ۲ساااااله ک دارم میکنم  گوشش بدهکار نیس بعدم مامانش بهش میگ ...

والای چقدر شبیه منه روزگارت،فکر میکردم فقط منم که اینجوریم ،پنج سال اول راضی شده بودم تو یه ساختمون باشیم ولی بعد از اون سه چهار سال تلاش کردم که پاشیم از اونجا الان 18 سال گذشته ما هنوز همون جا هستیم

واقعا خدا ازشون نگذره ،تمام لحظه هایی که تو زندگیم میتونست شیرین باشه به کامم تلخ کردن تا 40 روز بعد ...

دقیقنننن اوضاعی ک جاری من داشت

حالا منم بچه دار شم همین وضه

منم باید دو دفعه اینارو بگم بعد خانوادمو دعوت کنم ،در حالیکه خودش با دختراش خیلی جیک تو جیکن،یه بار ...

حالا این جور مواقع انتظار دارن اوناهم دعوت بشن میگن تو ی خونه ایم ب ما نگف شماهم بیاین

❤زیباست!صبری ک پایانش تو باشی❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز