2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 891 بازدید | 88 پست
خیلی اشتبا کردم!!!!!! واقعا عذاب وجدان گرفته بودم!!! غذا اورده بود...رفت زد تو ذوقش

الانم از موضعت کوتاه نیا 

در هر حالی کار مادرش اشتباه بوده 

همسرت الان داره با تو دعوا میکنه تا کار خودش و ماله بکشه

شما هم بهتره بهش بفهمونید برات مهم نیست ... کار مادرش بد بوده و هیچی از اشتباهش کم نمیکنه 

زن طلاییست که عاشق شدنش اجباریست ، همچو برگیست که گریان شدنش اخطار است ، مثل ماه است که در پرده  شب الماس است ، همچو خورشید زیبا شدنش تکرار است . 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

خواهر منم کلید خونه پسراشو داره ولی تابحال بی اجازه وارد نشده فقط زمانیکه میرن مسافرت خودشون بهش میس ...

کمتر کسی پیدا میشه که مثل خواهر شما باشه 

واقعا مادرشوهرای این دوره زمونه حتی مامان خودمم باشه اکثرشون بویی از فرهنگ نبردن فک میکنن صد سال پیشه که مادرشوهر به عروس سلطه داشت و فلان

بعد یهو باز عوض شد اخلاقش!!!!! باز دوباره دعوامون از اول شد    

بازم اشتباه کردی

مرد وقتی منت کشی میکنه منت میزاری سرش و اشتی میکنی 

مردها پس که زده میشن ناراحت تر میشن 

زن طلاییست که عاشق شدنش اجباریست ، همچو برگیست که گریان شدنش اخطار است ، مثل ماه است که در پرده  شب الماس است ، همچو خورشید زیبا شدنش تکرار است . 
بازم اشتباه کردی مرد وقتی منت کشی میکنه منت میزاری سرش و اشتی میکنی  مردها پس که زده میشن نار ...


  نمیدونم چرا انقد ازش بدم اومده

اصن میچسبید بهم انگار میخاستم بزنمش کنار

جای من بودی چیکار میکردی؟منم واحد بالاشونم،اون روز زن عموی شوهرم میگه آینه کنسولت چ قشنگه 😲تعجب کردم گفتم مگه دیدی؟میگه اره مادرشوهرت گف برو از بالا جاروبرقی رو بیار منم رفتم نگا کردم وسایلاتو

❤زیباست!صبری ک پایانش تو باشی❤
جای من بودی چیکار میکردی؟منم واحد بالاشونم،اون روز زن عموی شوهرم میگه آینه کنسولت چ قشنگه 😲تعجب کرد ...

اره....اینم هرکی میومد دسشا میگرفت میبرد همه جارو نشونش میدا 

خیلی از حرمتا شکسته میشه....هرررررچقدرم ک تحملت بالا باشه

بالاخره دخالت میکنن چه از سر دلسوزی چه از سر بیرحمی

من 18 ساله تو یه ساختمونم باهاشون ،هر جا بریم زنگ میزنن کجایی نگران شدیم تا خیالشون راحت بشه

جرات نمیکنیم یه غذایی چیزی سفارش بدیم بیارن چون یا باید اونا رو هم لحاظ کنیم یا از کاری که.کردیم خجالت بکشیم چون از نظر اونا این چیزا خرج اضافه ست و غذای بیرون بدرد نمیخوره😐 هر تفریحی بخواهیم بریم باید به اونا تعارف بزنیم که انقدر که ریلکسن از ده مورد نه تاشو با کله میپذیرن نگم برات که خییییلی سخته

اینا مذهبی هستن و خدا رو خیلی قبول دارن قصدشون دل شکستن نیست ولی پدر ما رو در آوردند با این مدل کارهاشون،مجبورمون میکنه هر مهمونی رو باهاشون شرکت کنیم دایم دور هم جمع میشن خیلی زیاااد و بی برنامه ،تازه من که ورود کردم به زندگیشون بازم خیلی چیزا اصلاح شده 

وااای خدای من...😞 

بالاخره دخالت میکنن چه از سر دلسوزی چه از سر بیرحمی من 18 ساله تو یه ساختمونم باهاشون ،هر جا بریم ز ...

دررررک میکنمممممم  

ما ک عمرن بتونیم چیزی سفارش بدیم

ی بار ی بسته پست برا من آورده بود....بازش کرد بعد دادش ب من

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز