سلام.من با پسری آشنا شدم وب تفاهم رسیدیم برای ازدواج.از هر نظر باهم تفاهم داریم ولی خانواده ش حتی حاضر نیستن باهاش بیان خواستگاری.برادراش مخالفن بقیه خانواده هم گفتن باید برادرا راضی بشن ماهم حرفی نداریم.چیکار کنم راضی بشن؟دعایی چیزی میدونید بهم بگید
ن خیلی باجنمه.بااینکه خیلی ب خانوادش احترام میذاره بخاطر من دعوا کرد قهرکرد و... ولی داداش بزرگه میگه بات نمییام.اینم میگه من دوس دارم با سلام وصلوات بیای تو خونمون.نمیخوام ی عمر سرکوفتت بزنن
آره از خودش مطمعنم.حتی بخاطر من افسردگی گرفته استقلال داره خودش خرج پدر ومادرشو میده.ب منم همون اولش گفت ک پدر مادرم پیرن باید با ما زندگی کنن.اصلا اهل دوستی واین چیزا نیست خیلی غیرتیه.خودشم الان میگه ک هیچ وقت فکر نمیکردم برادرام اینقدر بی منطق باشن