سلام.من با پسری آشنا شدم وب تفاهم رسیدیم برای ازدواج.از هر نظر باهم تفاهم داریم ولی خانواده ش حتی حاضر نیستن باهاش بیان خواستگاری.برادراش مخالفن بقیه خانواده هم گفتن باید برادرا راضی بشن ماهم حرفی نداریم.چیکار کنم راضی بشن؟دعایی چیزی میدونید بهم بگید
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ن خیلی باجنمه.بااینکه خیلی ب خانوادش احترام میذاره بخاطر من دعوا کرد قهرکرد و... ولی داداش بزرگه میگه بات نمییام.اینم میگه من دوس دارم با سلام وصلوات بیای تو خونمون.نمیخوام ی عمر سرکوفتت بزنن
آره از خودش مطمعنم.حتی بخاطر من افسردگی گرفته استقلال داره خودش خرج پدر ومادرشو میده.ب منم همون اولش گفت ک پدر مادرم پیرن باید با ما زندگی کنن.اصلا اهل دوستی واین چیزا نیست خیلی غیرتیه.خودشم الان میگه ک هیچ وقت فکر نمیکردم برادرام اینقدر بی منطق باشن