اون از سرسال برادر جان که الکی هر قسمت یه چیزی سر هم میکنند تا سوژه باشه برای داد داد کردن سر هم و دنبال هم دویدن!
اینم از دلدار
2 سوال برام پیش اومده:
1.چرا آرش داستان خودشو به هر دری میزنه که کیف ول رو به دست بیاره
اصلا کامیار و اون پسر مرتضی هم برن پیش پلیش قصه رو بگن از کجا معلوم اون کیف پول واقعا اونجا پیدا کردن؟؟؟!!!! شاید ازش قاپیدن و از سر دشمنی باهاش یه اراجیفی سر هم کردن!
ا تیکه که آرش داشت در خونه کامیار هی میکوبید که کیف پول رو بده دلم میخواست یه پس گردنی بهش میزدم که آخه پسر مثبت چرا انقدر خنگی ننه!
2.قبل اینها آرش میتونست به نحوی با دوز و کلک کیف پول ازشو نبقاپه مثلا جریان رو به رونا بگه اونم با سیاست بره کیف پول رو ازش بگیره
ولی مورد یک کشت منو