2777
2789
عنوان

سریال حرص اور دلدار

677 بازدید | 20 پست

اون از سرسال برادر جان که الکی هر قسمت یه چیزی سر هم میکنند تا سوژه باشه برای داد داد کردن سر هم و دنبال هم دویدن!


اینم از دلدار

2 سوال برام پیش اومده:

1.چرا آرش داستان خودشو به هر دری میزنه که کیف ول رو به دست بیاره

اصلا کامیار و اون پسر مرتضی هم برن پیش پلیش قصه رو بگن از کجا معلوم اون کیف پول واقعا اونجا پیدا کردن؟؟؟!!!! شاید ازش قاپیدن و از سر دشمنی باهاش یه اراجیفی سر هم کردن!

ا تیکه که آرش داشت در خونه کامیار هی میکوبید که کیف پول رو بده دلم میخواست یه پس گردنی بهش میزدم که آخه پسر مثبت چرا انقدر خنگی ننه!


2.قبل اینها آرش میتونست به نحوی با دوز و کلک کیف پول ازشو نبقاپه مثلا جریان رو به رونا بگه اونم با سیاست بره کیف پول رو ازش بگیره



ولی مورد یک کشت منو

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب کافیه به گوش پلیس برسه بررسی میکنن دستش رو میشه دیگه اون شب دعوا شد شادی با صورت کبود اومدخونه به برادرش ماجرارو گفت اینم از خونه زد بیرون کجا رفت اینهارو پیگیری میکنن میرسن بهش آرش هم رفته کمک قاسم لو میره دیگه

خب کافیه به گوش پلیس برسه بررسی میکنن دستش رو میشه دیگه اون شب دعوا شد شادی با صورت کبود اومدخونه به ...

ولی بازم دلیل محکمی نیست آرش از خوه زد بیرون درست از کجا معلوم اونجا رفته؟

میخواستن بفهمین میفهمیدن اینو.

بعدشم کمک به پیرمرد بازم سند نمیشه

واقعا دل دار حرص منو دراورده الکی کشش میدن

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَه                                                         بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَک  خدایاااا شکرت خداجونم عاشق مهربونیتم شکر خداجون شکرشکرشکر خداجونم چجوری شکرت کنم بخاطر این همه خوبیت 🤲
ولی بازم دلیل محکمی نیست آرش از خوه زد بیرون درست از کجا معلوم اونجا رفته؟ میخواستن بفهمین میفهمیدن ...

پلیس واسه همین چیزاس دیگه میفهمن از طرز صحبت طرف و اینا

خدایا شکرت iliya و arshiya

عزیزم آرش پژمان دعوا کردن اما بعد از اینکه ازش اومد بیرون مرتضی میره پژمان رو می کشه...اما ازش فکر میکنه کار خودشه اما آخر معلوم میشه چون مرتضی و پژمان باهم لج بودن

وزن اولیه ۷۴ ___وزن اول (۶۸/۲۰۰)___وزن دوم (۶۵/۳۰۰)وزن سوم (۰۰۰۰۰)____وزن هدف (۵۰)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792