دیروز بعد ظهر شوهرم از سرکار با برادر شوهرم اومدن خونه.برادر شوهرم از ما کوچیکتره و مجرد.فقط اون روزه بود و من پریودم روزه نیستم و شوهرمم براش ضرر داره امسال نگرفت.خلاصه گفتم این اومده به شوهرم گفتم نزدیک افطار بره نون تازه و حلیم بگیره.گرفت اورد باهم خوردیم و من از بعد ظهر هی تو فکر بودم که شام چی درست کنم و همش ازشون میپرسیدم چی میخورید بذارم و میگفتن نمیدونیم هرچی گذاشتی.منم چون همه چی تازه خورده بودیم و گفتم نونی نباشه که فردا اون روزه میگیره گشنه ش نشه با کلی فکر به این نتیجه رسیدم که عدس پلو بزارم