بچه ها انقدر تایپیک خیانت خوندم ب شوهرم خیلی مشکوک شده بودم یهو گوشیش زنگ خورد نوشته بود تماس انتقال داده شده بعد این برنداشته زود گفت نخیر اشتباه گرفتین منم خیلی تندم دعوامون شد چجور زد دگوری رو میز رو ب مبلم ی تیله از تزیین مبلم شکست گوشیشو زد ب دیوار خورد و خمیر کرد ب مامان بابم زنگ زد منم دوتا سیلی گردنمو فشار داد تازه ب کمرمم فشار اورد تا فقط سرو صدا نکنم منم چنگ انداختم رو سرو گردنش د دهنشم جر دادم ولی الان خیلی داغونم نمیدونید چجور گریه میکرد پیگفت بهت خیانت نکردم