داستان قرار بود ترسناک باشه این که ترسناک نیست کلی بچه ها پ ش م و برگ ریختن برای این
ترجیح میدم سینگل باشم و به ازدواج فکر کنم تا اینکه ازدواج کنم و به مجردیم فک کنم اینو خودم گفتم دکتر شریعتی امروز کارداشت نیومد (امضامو خوندین برای حال دلم صلوات میفرستین نفسا قربون دلای پاکتون)
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
دوباره ب محض اینکه چشامو بستم شوهرم اومد بالا سرم با همون نگاه ولبخند ترسناک داشتم خفه میشدم هی گفتم رضا من م اینجام حرف بزن چیزی نمیگفت فقط لبخند ترسناک