2777
2789
عنوان

درد و دل😢

223 بازدید | 34 پست

دوستان میدونم طولانیه ولی ممنون میشم کامل بخونید و بگید افسردگیم و اضطرابم ناشی از چیه

من دختری ۲۱سالم از سال سوم ابتدایی چاق شدم و مورد تمسخر قرار میگرفتم تا سال اول دانشگاه که لاغر کردم از ۹۰ به ۵۹ کیلو رسیدم

در طی چاقی همیشه در تمامی وعده ها مقداری از غذام را بالا میوردم و استفراغ میکردم سال پنجم ابتدایی بابام سکته کرد سال اول راهنمایی یکسال تموم استفراغ میکردم چون پول نداشتیم دکتر نرفتم و یه بار که رفتم عمومی گفت عصبیه سال سوم راهنمایی به آسم دچار شدم سال دو هنرستان دادشم تشنج کرد سال سوم هنرستان خواهرم تشنج کرد سال اول دانشگاه مامانم عمل کرد سال دوم دانشگاه سالم بودیم کلی سال سوم دانشگاه تصادف کرد شش ماه تو تخت موندم و سال چهارم یه استادام از من خوشش اومد و گفت قصد ازدواج داره و شمارمو گرفت منم بدم نیومد اخه خیلی بهم احترام میذاشت و جلو همه دانشجوها گفت من از یکی خیلی خوشم میاد کاشکی اون طرف هم منو ببینه و دیگه اجبار کرد که تو تل بهش پیام بدیم و اینستاگرام را فالو کنیم منم فالو کردم و تو تل پیام دادم بعد گفت من از شما خوشم اومده و در ارتباط باشیم منم گفتم باشه از اول مهر تا وسط ابان ماه ما با هم حرف زدیم تو تل من از اول مهر تا اخر مهر تونستم برم دانشگاه ولی از اول ابان تا اخر ابان را نتونستم معدم خراب شده بود بدجور حالت تهوع و استفراغ و... اینم دو دفعه حالمو پرسید و دیگه وسط ابان بود پیام نداد منم پیام ندادم و وقتی سر کلاس رفتم حالمو پرسید و امتحان داشتیم منم کلی خونده بودم و کامل نوشتم گفت خانوم فلانی به نظرتون چند میاری گفتم کامل نوشتم گفت ۶ از ۶ گرفتی بدون اینکه نگاه کنه منم از اینکارش نه خوشم اومد نه بدم ولی موندم تو کارش کدوم وریه بازم بی مزه بازیایی سرکلاس در میورد میومد روبه رو رو دسته صندلی دانشجو میشست و پاهاش را باز معمولی میذاشت منم بدم میومد ولی بگذره تا اینکه من هنوز مشکل معده را داشتمو افتضاح بود و اصلا خوب نمیشد ما رفتیم دکتر  هفته سوم ابان دو هفته دارو خوردم و خوب شدم بعد از قطع دارو معدم داغون شد بازم منم داروهارو گرفتم یه هفته خوردم و خوب نشدم و فکر کردم از اعصابه رفتم با کلی بدبختی با کتک زدنای بابام و داداشم و مو کشیدن مامانم و فقط خواهرم هوامو داشت و باهام اومد قرص داد از اول اذر تا وسط دی ماه قرص خوردم فایده نداشت و من دیگه دیونه شدم دیگه حتی خواهرمم هم هوامو نداشت و گفتند بخاطر یه پسر اینجوری شدی و...ولی من خودم اصلا همون اول دوسش نداشتم از بس خانواده تو ذهنم کردند منم دیگه ذهنم درگیرش شد و فکر کردم بخاطرش تا اینکه من اومدم ۲۹ دی ماه به استادم زنگ زدمو گفتم دوستت داشتم و دارم ولی میگذره ولی هیچ موقع با احساس دختری بازی نکنید تا اینکه من متوجه شدم از اعصابه چون وقتی داشتم باهاش حرف میزدم مردم بدجور تا اینکه اومدم سر خورد دارو کلردیازپوکساید را خوردم دیدم بد نیست برام و حالم یه مقدار بهتر شد ولی نه خیلی تا اینکه دوباره اول اسفند مامانم باهام دعوا کرد که چرا تو اتاقم و کار نمیکنم و موهامو کشید و خنج کشید گردنمو و خفم کرد تا پسرخالم اومد خونمون و منو برد خونشون دو روز بعد از دو روز رفتم خونه و مامانم اومد عذر خواهی ولی من نبخشیدمش و حال معدم داغون شد تمامی علایم برگشت تا اینکه روز اخر اسفند ماه باز مامانم اومد و گفت چرا اصلا کمک نمیکنی و همش دستور میدی و اومد موهامو کشید و خفم کرد و بعدش دادشم اومد و بالشت چ محکم پرت کرد تو سرم و منو کشید رو زمین بعدش خواهرم اومد یعنی ابروم را برداره ایینه از دستش افتاد و شکست گفت به مامانم و داداشم تقصیر افروز بود که بهم تشنج وارد کرد بعد دوباره تمامی علایم معدم با مشکلات بدتری برگشت و دیگه خانواده دلشون به حالم سوخت و بعد از عید اندو شدم فتق هیاتال، رفلاکس، ورم، التهاب شدید دارم و علایمم حالت تهوع و رفلاکس و گلو درد دایمی، ترش کردن، یبوست و... و دکتر گوارشم گفت از اعصابم هست و رفتم دکتر اعصاب گفت افسردگی ناشی از بیماری و اضطراب و وسواس ناشی از افسردگی دارم

علایم اعصابم از اول ابان تا حالا هرشب و هر شب گریه و زجه زدن ، ناامیدی، مرگم ارزومه و... حدود دو هفته و نیم است دارم قرص اعصاب اس سیتالوپرام ۱۰ و کلردیازپوکساید ۵ میخورم ولی هنوز تغییری نکردم البته یه مقدار گریهام کمتر شده ولی معدم خوب نشده

قرصای معدم پنتوپرازول ۴۰ قبل از ص ش, دومپریدون ۱۰ قبل از ص ش،

اولین سوالم اینه که قرصای اعصاب چه مدت اثر میکنه؟ برای حالت تهوع و رفلاکس عصبی چه قرصی خوبه؟ و..

دومین سوالم اینه که ایا من بخاطر طرف معدم اینجوری شد یا یه درصدی این بود ولی جو خانواده و دردسرهای و بیماری های قبل هم بود البته من قبلا مشکل روده داشتم الان هم معده هم روده شده

اینم بگم این ترم با این استاد نگرفتم چون دوست ندارمش و اینکه بهم مناسبت هارو تبریک میگه منم در جواب بهش تبریک میگم و اینکه بهم گفت عقدکرده منم زیر یه پست تو اینستاگرام تگش کردم که زیر اهنگ بگذر ز من ای اشنا چون من از تو گذشتم و اینکه روانشناس که رفتم گفت اصلا مشکلم برای استاد نیست ولی من چرا فکرم درگیرشه و دوسش دارم😢

پیر شدم پیر تو ای جوانی😢

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بنده خدا شرایطت سخته ولی هوای خودتو داشته باش 

میدونم سختی میکشی ولی بجنگ برای زندگیت ببین چی حالتو خوب میکنه انجامش بده مگه چقدر سن داری خودتو درگیر قرص اعصاب کردی

اون استاد بیشعورتم ول کن میمون زنم که گرفته 

بچسب به خودت قوی باش خواهرم

قایق ببینیم گریه مان میگیرد...رنگین کمان ببینیم گریه مان میگیرد...پیتزا ببینیم گریه مان میگیرد...رقص ببینیم هم...ترانه ببینیم هم...کورد ببینیم...بلوچ ببینیم...عرب ببینیم...فارس ببینیم هم...زیارت قبول ای چشم های اشک آلود!!!

برو سراغ طب سنتی شاید به دردت خورد

زنجبیل بخور برای تهوع خوبه

قایق ببینیم گریه مان میگیرد...رنگین کمان ببینیم گریه مان میگیرد...پیتزا ببینیم گریه مان میگیرد...رقص ببینیم هم...ترانه ببینیم هم...کورد ببینیم...بلوچ ببینیم...عرب ببینیم...فارس ببینیم هم...زیارت قبول ای چشم های اشک آلود!!!
بنده خدا شرایطت سخته ولی هوای خودتو داشته باش  میدونم سختی میکشی ولی بجنگ برای زندگیت ببین چی ...

مجبورم قرص اعصاب بخورم 😢ارزویم مرگ شده خیلی بده زندگیم

پیر شدم پیر تو ای جوانی😢
2827
2791
2779
2792