2777
2789
عنوان

تقدیرم...

| مشاهده متن کامل بحث + 5006 بازدید | 201 پست
اره ببين دونفردارن تجربشونوميگن بهت عاقلانه فكركن بچه بازي درنيار ك بخواي ازدواج كني فراموش شه ك نمي ...

مرسی عزیزم . ایشاالله که خدا خودش دل هردوتونو آروم کنه و گرم به زندگی و همسرتون 😔😔😔

کی فکرشو میکرد یه روزی حرفامونو به آدمایی بزنیم که هیچ وقت ندیدیمشون...
اونم تورو دید؟

دارم میگم بیا

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

ناشکری نکن عزیزم شاید کسی نتونه تورو درک کنه ولی توزندگی بعضی وقت ها یه اتفاقی میافته که فقط مجبوری خودت حلش کنی خدا قهرش میگیره روزو شب شکر کن بابت شوهرت و دخترت حس خوبی بهت دست میده پیش مشاور برو اونا راه های علمی خوبی دراختیارت میزارن 

تورو  دیدم نفسم بند اومد

دل من یک دفه یک حالی شد

نمیدونم که حواسم این بود

یا زمین زیر پاهام خالی شد

نسیم را گفتم،اگر حقیقت خورشید را حجابی هست، همیشه در پسِ هر ابر، آفتابی هست، همیشه پشت دیوار های بلندِ نومیدی،امید هستو افق های بی کران روشن🤩
تو رو دید عکس العملش چی بود؟

بعد راه افتادم دست دخترمو گرفتم یه لحظه گفتم نکنه خطری ایجاد کنه برای دخترم راه افتادم یکم که رفتم دیدم پشتم داره میاد باچشمای قرمز دقیقا بغضش عیان بود پاتند کردم اومدم تند تاکسی گرفتم همچنان اونجا وایساده بود تا از دیدش محوشدیم😭😭😭😭

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
تورو  دیدم نفسم بند اومد دل من یک دفه یک حالی شد نمیدونم که حواسم این بود یا زمین زیر پاهام ...

ایییی خدا منو میبینی😭😭

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
عزیزم الهی چقدر دردناکه واقعا اشکم دراومد.

ببخشید

خواهرش عروس فامیل شوهرم شده زیاد میبینمش میگفت پیمان بجای زن گرفت سنگ قبر گرفته اسم تو هم روشه😭

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
هنوز دلت پیششه؟ چرا جدا شدید؟😔😔😔

ببين بگم نه خودموگول زدم جدامون كردن من نامزدش بودم حتي دوماه بودشيرينيشوخورده بودم بعدخانوادم راضي نبودن فراركرديم تمام فكوفاميلونصف شب مامان بابام ميريزين درخونشون كتك كاري ك بگودخترمونوبياره مامانموبردن بيمارستان باباش سكته قلبي ميكنه اووووو...ديگه من ازترسم كشيدم كنار امااون هنوززززنكشيده كنارولي خب من زندگيمودارم نميگم شوهرمم دوس ندارم چرادوسشدارم نداشتم جواب بله نميدادم و لي خب عشقي ك ازكلاس٥ابتدايي تادبيرستان باشي باهاش ببرت بياردت ازمدرسه هواتوداشته باشه كل خرجيتوبده سخت گيري كنه يادت نميره نزاشتن زندگي كنم باهاش 

برا ارامشت صلوات فرستادم

ممنون

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
اسی تهرانی؟

ن چرا

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

پارسال بهار

mahe_shabe14 | 23 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز