2777
2789
عنوان

تقدیرم...

| مشاهده متن کامل بحث + 5006 بازدید | 201 پست
مشاوره هم رفتم 

بازم برو به نظرم

ولی یه حقیقتیو نمیشه ازش فرار کرد همه میدونیم تا آدم خودش نخواد هیچی درست نمیشه مگر خدا معجزه کنه

از ته دلت نخواستی عزیزم منتظر معجزه هم نمیتونی باشی خدا میگه از تو حرکت از من برکت

رو خودت بیشتر کار کن باید از ته دلت بخوای تو یه بار راهو نصفه رفتی من مطمئنم میتونی

از ته قلبت با خالص ترین نیتت از خدا بخواه کمکت کنه

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

پدرم نذاشت

کاش فرار میکردی باهاش

یه نفر بیاید به خدا بگوید حتی اگر صلاح نیست حتی اگر پایان این آرزو تلخیست براورده اش کند...یه نفر بیاید به خدا بگوید حسرت زودتر از شکست ادم را از پای درمی اورد😔😔ارزوی محال من....💔💔
هزار بار این کارو کردم  هیچوقت نمیتونم پدرمو ببخشم سالهایی داره میگذره که باید خوش ترین بودم ک ...

ميفهمت عزيزم

اما ب اين فك كن تو خونه شوهرتي و مادر بچشي اما فكر و دلت ي جا ديگس.اين بي انصافيه در حق شوهرت. نميدونم چ جور ادميه همسرت اما اين كارت خوب نيس من جات بودم بخاطر عذاب وجدانمم شده دگ بش فك نميكردم. سرنوشت اينجوري رغم خورد درسته باب ميلت نيس اما اميدوارم مهرش از دلت كنده شه😔

❤️❤️❤️❤️ميثاق❤️❤️❤️❤️
نکن این کارو یه جا ضربشو میخوریا. مطمئن باش ازدواجت وعلاقت به همسرت  زوری نبوده وگرنه این همه ...

کاملا حرفات منطقیه اما جای من نیستی درسته بله دادم اما فشاری از طرف پدرم روم بود که جوابم مثبت شد فکرمیکردم نامزد میکنم میتونم برگردم پیمان منتظرم بود اما همسرم که عشق دیوونش کرده بود بااینکه بهش گفتم دلم پیش کسه دیگه ای هست بکارتمو گرفت تو نامزدی و من دیگه رویی برای برگشت نداشتم

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
بنظرم خاستگاري داري جواب نده بزار يكماه ديگه شايدداري زودتصميم ميگيرياااابعدناپشيمون ميشي

اتفاقا از ترس پشیمون شدن و برگشتن دلم میخواد ازدواج کنم تا راه ها بسته شه . 

چون میدونم باهم به مشکل برمیخوردیم

کی فکرشو میکرد یه روزی حرفامونو به آدمایی بزنیم که هیچ وقت ندیدیمشون...
ميفهمت عزيزم اما ب اين فك كن تو خونه شوهرتي و مادر بچشي اما فكر و دلت ي جا ديگس.اين بي انصافيه در ح ...

همسرم بسیار مرد بادرک مسئولیت پذیریه هیچی کم نمیذاره و منم دوستش دارم اماحس عشق اصلا دلتنگی اصلا خیلی عادیه برام شدیدا عذاب دارم بخاطر فکربه کسه دیگه ای اما میگم اونکه میدونست چرا قبول کرد

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
اونم تورو دید؟

اره😭

وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...!!!نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...!!!نه در اخبار حرفی زده میشود...!!!نه خیابانی بسته میشود...!!!و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...!!!تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...!!!دخترم تنهاتر...!!!و پدرم کمی شکسته تر...!!!اقواممان چندروز آسوده از کار...!!!دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب  آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...!!!راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!!!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...!ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید و اشک تمساح میریزد...!!!و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...!!!من میمانمو و خدا،بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...!!!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز