سراینکه اون روزس من خب باردارم گفتم حوصله اشپزی ندارم برو یک سیخ کباب از سر کوچه بگیر
رفته رون مرغ خریده اورده میگ بذار اب پیاز ذغالی کنممیگم اخه تو دهن روزه مردم روزه بو راه میوفته گناه دارن
میگ خستم کردی از در پاشده رفته بیرون
سرمم داد میکشه
شوهر شماهم باردار بودین باهاتون انقد بد بودن؟دلم داره میترکه
تقصیر من چیه اخه😭😭😢😢😢😢😢😭😭