من فک میکردم شوهر ایندم یکم توپولوعه.قدش متوسط.همه چیه صورتش بزرگ چشاش همه چیش جذابا.بعدمثلا شغل آزاد مالی متوسط.
کلا ازدواج که کردم همش فرق داره.شوهرم لاغره صورتش بی بی فیسه خوشگله.کارمنده.
بعدم من همش دوس داشتم شغل ازاد باشه و ازین مردای دماغ عملی خوشم نمیومد.شوهرم دماغش شکسته دماغ عملیه طبیعیه.کلا فرق داره دیگه با ذهنیات مجردیم.بعدم ادم مجرد همش تصورات فرا رویایی داره درباره ازدواج.من خیلی داشتم.اما الان یادم میوفته میخندم.یچیز جالب این بود همش زنو شوهرای جوون اطرافیانمو میدیدم میگفتم اینا چرا کنارهمن بی حسن به هم.چرا زنوشوهرا بیرون سفت نمیچسبن بهم.مثلا میگفتم من ازدواج کنم شوهرمو اینقد دوست خواهم داشت همش کنارش میشم میگم میخندیم سفت میچسبم بهش 🤣🤣😂😂بعد همش دستامون تودست هموازین چیزا.🤣😂😂ولی نه اونطوریام نبوده