دیشب ساعت یک نصفه شب شوهرم داره میره مامانشینا رو که سر ی موضوعی داغونن ببره بیرون ..
وسایل جمع کردن برن مثلا زیارت شاه عبدالعظیم
اخه نصفه شبی ... منو بچه 4 ساله و شش ماهه رو میذاره بره براش مهم نیست من میرم نمیرم
چی شده اخه که من خودمو بچه هامو دربه در کنم
اینکه خانوادش رو بمن ترجیح میده خیلی ناراحت میشم اول خانوادش بعد من
چطوری بچسبونم به خودم
شماها بودین چیکار میکردین ؟؟؟