من دختر معتقدی بودم نمیگم زیاده روی میکردم در حد تعادل نماز روزه و بقیه اعتقادات به هرچیزی که باید...
اما سال آخر دانشگاه با کسی آشنا شدم که من و از همه چی برگردوند
با حرفاش! اونم درست میگفت ،آدم بسیار با سوادی هم بود بسیار اهل کتاب و مطالعه، زیبا صحبت میکرد، به همین دلیل ی مدت از همه چی رو برگردوندم
اما الان به جایی رسیدم که با اینکه مطمئنم خدا نیازی به خیلی کارای ما نداره اما فقط مثلا نمازه که بهم آرامش میده و....
بین 2 مسئله گیر کردم. دل خودم و واقعیت!
اما تهش میگم آدم باید خودش تشخیص بده چه کاری درسته و با چی آرامش میگیره؟
نظرتون چیه؟