شاید به نظرتون مسخرس ولی واقعا احتیاج به همفکریتون دارم... مادر شوشو چون شوشو منو خیلییی می خواست از حسودی یا هرچیز دیگه همیشه با من مثل غریبه بود و همه جا خیلی کم محلی میکرد و عروسیم رو با کاراش زهرمارم کرد که خدا ازش نگذره حلالش نمیکنم ... حالا که جارو اومده اون رو میذاره رو سرش کاری کرد که روز عروسیش خیلی خوشحال باشه دختری که از هرلحاظ از من پایین تره جلو جمع میبرش بالا🤔 و انگار دختر خودشه😑... شوشو میگه چون اونیکی پسرش رو بیشتر دوس داره اینطوریه چون اون پسر بزرگشه😏 خیلی بدم اومده از کاراش . چی کار کنم به نظرتون؟