با شوهرم سر رفتن به خونه عموم دعوام شده دعوت کردنچون باجناقش اونجاست و با هم قهرن میگه نمیاد منم گفتم دیگه خونه هیچکدوم از فامیلات نمیام خواهرم یکشنبه دعوت کرده گفتم اونجا هم نمیام، ما قصد بچه دار شدن داشتیم ولی امشب بهش گفتم به خاطر کینهای بودنت دیگه نمیخوام بچه دار شیم، و اومدم تو اتاق حالا جاشو تو یه اتاق دیگه انداخته و میگه منم دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم و جدا شیم خواهرم قرار بود فردا شب بیان میگه کنسل میکنم، خیلی وقته تو دعواها حرف. جدایی میزنه و همیشه با پادرمیانی خانواده ها آشتی میکنیم ولی الان منم دیگه نمیدونم زندگی باهاش به صلاح است یا نه، فقط دوسش دارم نمیدونم چیکار کنم خوبه
مشاوره هم رفتید؟بشین باهاش صحبت کن از احساسی که نسبت بهش داری بگو بگو که دوست داری زندگی خوبی به همراه بچه باهم داشته باشید...به اونم بگو حرفاشو تو دلش نگه نداره اگه نمیتونه بگه برات بنویسه تا جمع نشه
گرکافرو گبر وبت پرستی بازآ،این درگه ما درگه نومیدی نیست،صدبار اگر توبه شکستی بازآ... اخطار زبان فارسی نازنین ما رو به نابودی است این زبان عشق،این زبان غزلوار حافظ وسعدی واین زبان فرهنگ پرافتخارکهن ما... لطفا وقتی واژه ای جاگرفته در زبان فارسی داریم از جایگزین بیگانه آن واژه در زبانمان خودداری کنیم (مثلا چرا جدیدا به زمان تایم میگید؟به چهره فیس؟این نصف فارسی نصف بیگانه اصلا جالب نیست ...)بسیار پسندیده هست اگر مثلا به زبان انگلیسی،عربی،روسی یا...کتاب بخوانیم یا صحبت کنیم اما درجای خودش وبا حفظ آن ها اما مخلوط زبان ها درجای نامناسب فقط باعث آسیب رساندن ونابودی آن ها میشود...بگذاریم شاهنامه،لیلی ومجنون،غزلیات شمش،شیرین وفرهاد،بوستان وگلستان،دیوان حافظ و...برای آیندگان نیز قابل فهم باشد
دور سوم تلاش برای رسیدن ب اندام ایده آل💪💪😁 من همون آیناز خانووووم با اراده ام معرف حضورتون هستم ک😆😆😁😁💪💪💪ی سری برای باردارشدن بچه دوم کم کردم حدود 23 کیلو😎، بعد بارداری هم وزن کم کردم برای سری دوم حدود 21 کیلو 😎متاسفانه بخاطر شرایط خاصم ول کردم الان قراره باز شرو کنم🤩✌ وزن الان 86🙄 از پسش بر میام😉
حق با شوهرت بوده.باجناقش بوده قهر بوده نخواسته بیاد.چون منم با جاریم قهرم و جایی باشه من نمیرم.مگر عروسی که دیگه مجبورم.علناً هم به شوهرم میگم بپرس ببین اگه اون فلان خانوم باشه من نمیام.شوهرمم میپرسه و باشه نمیریم
اون همش حرف جدایی میزنه سر هر مساله ای و هر دعوایی نمیدونم خسته شدم دیگه، جمعه خانواده پدریمو برای اولین بار به خواسته خودش دعوت کردم حالا با این کارش آبروی منم میخواد ببره
وای چقدر سخت😔 حتما یک مشاور خانواده برید،سعی کن عجله ای و احساسی تصمیم نگیری و با سیاست پیش بری،نباید میگفتی خونه ی فامیلات نریم باید خودتو لوس میکردی و از شوهرت دفاع میکردی که مثلا حق داری بخاطر باجناق نیای ولی همه دوست دارن تو باشی و این تعریفا ولی وقتی خونه ی فامیلاش دعوت میشدی به هر بهونه ای که مثلا کمرت درد میکنه و حالت خوب نیست نمیرفتی، زندگیتو تلخ نکن الکی عزیزم مردا با حرف زناشون سریع خام میشن،سیاست داشته باش❤
حق با شوهرت بوده.باجناقش بوده قهر بوده نخواسته بیاد.چون منم با جاریم قهرم و جایی باشه من نمیرم.مگر ع ...
اتفاقا اگه باکسی مشکل دارید باید اونقدر قوی باشیدو برید
گرکافرو گبر وبت پرستی بازآ،این درگه ما درگه نومیدی نیست،صدبار اگر توبه شکستی بازآ... اخطار زبان فارسی نازنین ما رو به نابودی است این زبان عشق،این زبان غزلوار حافظ وسعدی واین زبان فرهنگ پرافتخارکهن ما... لطفا وقتی واژه ای جاگرفته در زبان فارسی داریم از جایگزین بیگانه آن واژه در زبانمان خودداری کنیم (مثلا چرا جدیدا به زمان تایم میگید؟به چهره فیس؟این نصف فارسی نصف بیگانه اصلا جالب نیست ...)بسیار پسندیده هست اگر مثلا به زبان انگلیسی،عربی،روسی یا...کتاب بخوانیم یا صحبت کنیم اما درجای خودش وبا حفظ آن ها اما مخلوط زبان ها درجای نامناسب فقط باعث آسیب رساندن ونابودی آن ها میشود...بگذاریم شاهنامه،لیلی ومجنون،غزلیات شمش،شیرین وفرهاد،بوستان وگلستان،دیوان حافظ و...برای آیندگان نیز قابل فهم باشد
تو که هنوز تکلیفت با شوهرت و خودت معلوم نیس چرا تصمیم به بچه دار شدن داری دوم اینکه با مرد لج کنی خودت بازنده ای ببین با سیاست و درایت رفتار کن بعدش اینکه کدوم مرده بی ایراد باشه مشکلات زندگیتو شناسایی کن راه حل بزار واسش