2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چرا😁؟ 

پدر منم ی کتابخونه خیلی بزرگ و پر از کتاب دارن خواهرم شیفته کتابایی بود ک عکس داشت همشم میومد بمن نشون میداد عکسارو  

بیشترم تاریخیا عکسدار بودن 

خدایا خودت بهتر از هر کسی میدونی که آرزوم چیه... 

بعد یه مدت یه روز نگاه کردم به کتاب‌هایی که طبقه اون بالا بالا مشخصه که جوری گذاشتن کسی نبینه، یه روز یه صندلی و چندتا متکا گذاشتم زیر پام تا تونستم یکیشون بردارم. اومدم پایین روش نوشته بود شکنجه

من و خواهرم بچه بودیم عکسهای کتابای کتابخونه بابامو نگاه میکردیم و براشون داستان میگفتیم 

ساعتها گاهی روزها وقتمون به اینکار میگذشت

پروردگارم، به کدوم نامت بخونمت؟ به کدوم عزیزت قسمت بدم؟ از کدوم بنده ات بخوام دعا کنه؟ معجزه کن سرطان هیچوقت از هیچ راهی به تن خواهرم برنگرده🌷 

عکسای شکنجه های ماموران ساواک بود زمان انقلاب، بدن شهدایی رو نشون میداد که مثلا بدنشون با اتو سوزونده بودن یا ناخناشون کشیده بودن یا اونی که دماغش بریده بودن😢

عکسای شکنجه های ماموران ساواک بود زمان انقلاب، بدن شهدایی رو نشون میداد که مثلا بدنشون با اتو سوزوند ...

وای بابای منم یه کتابچه درست کرده بود خودش با بریده عکسای روزنامه ها و مجلات از تمین شکنجه ها و اعدام ها

خیلی ترسناک بود.احتمالا اون موقع مد بوده .اخ

عکسای شکنجه های ماموران ساواک بود زمان انقلاب، بدن شهدایی رو نشون میداد که مثلا بدنشون با اتو سوزوند ...

منم ی کتاب دیدم از حمله شیمیایی ک ب حلبچه شده بود 

وای چقدر وحشتناک بودن با اینکه این عکسارو ده سال پیش دیدم و دیگم سراغ اون کتاب نرفتم هنوزم جزء ب جزء تو ذهنم مونده   

خدایا خودت بهتر از هر کسی میدونی که آرزوم چیه... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792