2777
2789
عنوان

مقایسه زندگی....

| مشاهده متن کامل بحث + 1269 بازدید | 41 پست
حداقل خریداشونو بهتون نشون نمیدادن.  من سعی میکنم کمتر خونه اینجور آدما برم

نمیشه نرم چون دیشب گفتم به شوهرم که کمتر بریم.ناراحت شد که توی دلم مقایسه کردم.بهش هیچی نگفتم اما احساس کردم فهمید

عزیزم مقایسه بصورت ناخوداگاه تو ذهن اتفاق میفته ولی همون لحظه باید جلوشو گرفت و نقاط مثبت زندگی، همسر و بچه و از همه مهمتر شخصیت خودت رو یاداوری کنی.



و اما بهتره ما خوشیامونو به رخ دیگران نکشیم.

من دیروز یه دسته گل بزرگ از همسرم گرفتم. خواهرزاده م و شوهرش شام اومدن پیشمون. قایمش کردم.

چون شوهر اون اهل این کارا نیست گفتم غصه نخوره.


چون انرژی منفیش به خودمم برمیگرده



ضمنا اکثر ما دو دو تا چهارتا میکنیم چون درامد محدود و تورم بالا


حالا فکر کن شمام هر روز گوشت میخوری.هنر میکنی؟؟ یا بریز و بپاش یعنی خوشبختی؟؟


من عاشق پولم ولی تا جایی که بتونم خودمو با کسی مقایسه نمیکنم

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

منم شب عید رفتم خونه جاریم اینقدر تو خونش خرج کرده بود که نگو کل دکوراسیون خونش رو تغییر داده بود دقیقا همون پرده ای که من میخواستم بدوزم رو داده بود براش نصب کرده بودن  بعد که اومدم خونه یه کم بهم ریختم ولی فرداش با خودم گفتم خدا به من چیزهای داده که همه تو حسرتش هستن و بیخیال شدم ولی از شما چه پنهون هنوز تو کف پرده هستم 

همیشه هم بالاتر از ما هست هم پایینتر. نباید با مقایسه خودتو آزار بدی. به بالاتر حسادت نکن و به پایین ...

میدونم اما یه حس بدی دارم.یه حس که من خوب نیستم.مثلا یه چیزایی دیدم توی خونشون که جزو ضروریاته اما من الان دارم ماه ها بهش فکر میکنم که بخرم که دورو برم کم جا نباشم اما نمیتونم و اونا داشتن.....

نمیشه نرم چون دیشب گفتم به شوهرم که کمتر بریم.ناراحت شد که توی دلم مقایسه کردم.بهش هیچی نگفتم اما اح ...

من خودم جایی بریم که طرف خیلی هزینه کنه و در توان ما نباشه من میگم حتما باید رفت و آمد با اونا کم بشه

برادر خودم وضع مالیش خیلی بهتر از منه. هر وقت رفتیم خونشون حداقل ۵ نوع غذا و دوبرابر جمعیتی که اومدن غذا درست میکنه. من همیشه سر سفره بهش میگم داداش من توانم تا این حد نیست لطفا ساده تر باشه تا زود زود بهم سر بزنیم. اما چه کنم که همیشه همینه.. اصلا هم فکر فخر فروشی نیست. مثل پدر بالا سرم بوده. باز با این حال واقعا برام سخته و سالی دوبار خونشون نمیرم

خوب هرکی با کارو شعل و گذشته کاری و مالش رفاه و مخارجش فرق میکنه.خیلیا از شما پتیین ترن.خیلیام بالات ...

راضیم.خدا شکر.اا توی بعضی از جنبه های زندگیم راضی نیستم.مثلا من برای زایمانم توی شهر غریب بودم هیشکی نداشتم.خودم زاییدم اومدم خونه.من بودمو شوهرم.اما اونا چند ماه قبل از زایمان همه بیشش هستن. نمیدونم چرا اینطوری شدم.یه احساس بدی دارم نسبت به خودم

عزیزم مقایسه بصورت ناخوداگاه تو ذهن اتفاق میفته ولی همون لحظه باید جلوشو گرفت و نقاط مثبت زندگی، همس ...

چقدر تو حس خوبی به ادم میدی.میدونی بریز و بباش موقع بذیرایی نداشت اما یه جورایی خریداشون و اسباب بازیاشون وسایل بچه هاشونو میارن توی دید.شاید منظوری ندارن.نمیخوان مارو اذیت کنند اما میارن که دیده بشه.شاید هم واقعا حتی منظور ندارن که نشونمون بدن.شاید چون من ندارم این حس بهم دست داد

منم شب عید رفتم خونه جاریم اینقدر تو خونش خرج کرده بود که نگو کل دکوراسیون خونش رو تغییر داده بود دق ...

دقیقا حرف دل منو زدی من فقط چشمم رفت به دکوراسیون و کمدای بچه و حتی کمد لباس.خیلی دلم کمد میخاد.خونمون کمد نداره.خودمون هم نمیتونیم کمد بخریم.اما اونا دقیقا همون چیزی که من نداشتم داشتتن.یعنی همون چیزی که من ارزو دارم اما نمیتونیم داشته باشیم داشتن.و مشکل اینجاست که حتی تعارفم میکرد که برم توی اتاق بچه فلان اسباب بازی ببینم منم یه چیزی بهونه کردم که نرم.بعد خود بنده خدا گفت که کمد براش گرفتیم با تخت و...

راضیم.خدا شکر.اا توی بعضی از جنبه های زندگیم راضی نیستم.مثلا من برای زایمانم توی شهر غریب بودم هیشکی ...

خوب پیش اومد که شهر غزیب باشب وگرنه تو هم کلی ادم پیشت بود.خیلیام تو شهر عریبن.یکی دو روز دیگه از فکرت میره این چیزا.

خداوندا دخترم سالم و صالح باشه در پناهت.همه منتظرا زودی نی نی دار شن الهی.
من خودم جایی بریم که طرف خیلی هزینه کنه و در توان ما نباشه من میگم حتما باید رفت و آمد با اونا کم بش ...

اونا هم اصلا فکر فخر فروشی نبودن فقط احساس کردم میخاد بگه ما از اینا گرفتیم.فلان اسباب بازی گرفتیم.دکور خنه اینطوری عوض کردیم.

چقدر تو حس خوبی به ادم میدی.میدونی بریز و بباش موقع بذیرایی نداشت اما یه جورایی خریداشون و اسباب باز ...

ممنونم گلم. احتمالا خامی و بی تجربگی میکنن. شایدم ذوق میکنن خودشون 


شایدم میخوان با اوردن اونا به بچه شما محبت کنن.

حالا فکر کن اگه مامانه بچه شو میکشید تو اتاق میگفت اسباب بازی نبری بدی دست بچه مهمون اونوقت حست چی بود؟

میومدی تاپیک میزدی: دلم شکست بچه م اسباب بازی خواست بهش ندادن


ببین عزیزم ما کلا یاد گرفتیم جنبه های منفی رو زودتر ببینیم.



نکته مهم: بچه های ما با همین شرایط و نداشتن هر چی که دلشون میخواده که رشد شخصیتی میکنن.



من یه دختر دارم که همسن خواهرزادمه.

خواهرزادم همه چی براش یک دو سه آماده بود.

من نه دخترمو جور دیگه ای بزرگ کردم.


الان خواهرم بیچاره شده با دخترش و من به نسبت خیلی راحت ترم. 

خوب پیش اومد که شهر غزیب باشب وگرنه تو هم کلی ادم پیشت بود.خیلیام تو شهر عریبن.یکی دو روز دیگه از فک ...

اونم توی شهر غریبه اما خب مامانش بیشش بود من مامانم طفلی مریضه.وای خدایا منو ببخش.از اینکه این حس بیدا کردم خیلی ناراحت شدم.

اونا هم اصلا فکر فخر فروشی نبودن فقط احساس کردم میخاد بگه ما از اینا گرفتیم.فلان اسباب بازی گرفتیم.د ...

کار خوبی نکردن

شما هم اصلا برای این چیزا خودتو ناراحت نکن. فقط ناراحتی بچه برای اسباب بازی سخته

اونا باید خودشون متوجه کار بدی که کردن باشن

امیدوارم تو زندگی شخصی خودتون مشکل نداشته باشین. پول خیلی خوبه ولی همه چی نیست

ممنونم گلم. احتمالا خامی و بی تجربگی میکنن. شایدم ذوق میکنن خودشون  شایدم میخوان با اوردن ا ...

اخه مشکل این بود که خود مامانش میاورد توی بذیرای نشون میداد.بچه اش که نمیاورد.اره احساس کردم دوست داره بچه منم باهاش بازی کنه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز