سلام من امروز میخواستم برم مراسم ختم به دخترم گفته بودم شال ت رو به من بده اول گفت نه اما بعدش راضی شد اما امروز که میخواستم برم. دیدم زودتر سرش کرذه ومیخواست بره کلاس زبان به خدا.چندین باز المتاس کردم که بده اما باحالت بیرحمی گفت نمیدم من فوق العاده ناراحت شدم یه جورایی دلم شکست همسر هم هم ایستاده بود تماشا میکردبرای یه مادر خیلی سخته که اینجوری سنگ رو یخ بشه جلو بچه.دخترم کلاس هفتم هستاا نه که بچه باشه هرچی میگم ببخشمش نمیتونم ناراحت هستم حتی نگاهش هم نکردم نمیخواد باعاش حرف بزنم احساس خوبی ندارم...
جمله ی چرا انقدر زود ازدواج کردی؟ به اندازه ی جمله ی چرا ازدواج نمیکنی؟ زشته! جمله ی سومین بچه رو میخواستی چیکار؟ به اندازه ی سوال چرا بچه دار نمیشی ناراحت کننده اس! به اسم روشنفکری در زندگی دیگران دخالت نکنید🙏
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
تجربه دختر به این سن ندارم نمیدونم چه مدلیه ولی شاید درخواستی میگفتی جواب میداد مثلا بگی میشه لطفا اونو بزاری امروز استفاده کنم مامان خیلی لازمش دارم. نمیدونم
واییییی این چکاری باهاش حرف نزنی , اون اصلا حتی فکرش هم نمیکنه اینقد ناراحت شده باشی , بعدش هم سنگ رو یخ شدن نداره , ترو خدا یه وقت به روش نیاریا , اینجوری همین حرفا کوچک باعث میشه همیشه نگرانی از یه وقت ناراحت شدن تو همراش باشه