شوهرم باهام نیس اومدیم یه شهر با ۱۰۰کیلومتر فاصله تا پسفردا اینجام اون نیومد.مامانش وقتی میان شهرمون نمیزارن بیاد پیش من دیگ خیلی دلم گرفته.و چون نامحرمیم و نامزد اختیاری نداره ک چیزی بگه😭😭
خیلی دلم گرفته ازشم ناراحت شدم از صبج جوابشو نمیدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ناراحتی نداره که . باز میبینیش دیگه . سعی کن رقابت رو از الان شروع نکنی عزیزم . اون مادره قدرتش از تو بیشتر . میدونم وابسته ای و دوسش داری ولی بذار نبودت رو حس کنه نه اینکه تو تحت فشارش بذاری با کارات . یه لحطه فک کنه داری از مادرش که بزرگش کرده جداش میکنی جبهه میگیره
بابامن بدتر از تو بودم اخرش وقتی ک عقد کردم هم نمیزاشتن برم پیشش ماهم چهار ماه دور شدیم ازشون دوماه بعدم عروسی اومدیم سر زندگیمونولی باهزارتا ناراحتی وبحث ولی خداروشکر زندگیمون خوبه.از بلا تکلیفی دراومدیم