ما با برادرم اومدیم خونه مادرم ۱۰ روزه بیچاره هر روز مدل مدل غذا و کیک و دسر همه چی درست میکنه که بما و بچه ها خوش بگذره مادرم چند جور بیماری داره که زود خسته میشه بچه های برادرم دوتا پسر شیطونن که فوق العاده شلخته ان فقط میخورن و میریزن بچه من ۱۰ سالشه یکیه و اندازه اینا ریخت و پاش نداره از صب که بیدار میشیم من بیچاره در حال جمع کردن ریخت و پاش اینا هستم یکسره جارو برقی دستمه انقد رختخواب میارن میریزن کاغذ پاره میکنن میریزن میخورن میریزن که حد نداره این زن بیشعورم رو مبل لم داده یکباررررر نمیاد یک جا رو تمیز کنه احمق!!!! بچه هاشم آبم بخوان بمن میگن اونم اصلا بروی خودش نمیاره. یک آدم عوضی آب زیرکاه حسود بدبختی که دومی نداره موقع رفتنم خونه مامانم بار میکنه میبره احمق!!!! انشالله هرچی خورده اینجا کوفتش بشه ده روز اومدم خونه مامانم استراحت کنم همش دنبال جمع کردن توله های این انترم. اگه انصاف نداشته باشه آدم یعنی هیچییییی نداره شرافت هم نداره.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اه اه از هیچ چیزی بیشتر از این موضوع دق نمیخورم که بچه هاتو خونه کسی رها کنی و خودت ریلکس کنی ینی دلم میخواد کله اون زن و شوهررو بکنم 😠
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.