2777
2789
سقط کردم دیگه اول فررودین 

محلش نزار هر وقت دلت گرفت بیا اینجا خودتو خالی کن 

چرا تکلیفتو روشن نمیکنی 

میدونم میترسی همه چی تموم شه

ولی بلا تکلیفی ذره ذره وجودتو آب میکنه

اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ

محلش نزار هر وقت دلت گرفت بیا اینجا خودتو خالی کن  چرا تکلیفتو روشن نمیکنی  میدونم میترس ...

همه چی تموم شده بعید میدونم برگرده یجوری از من نفرت داره انگار چیکارش کردم نمیدونم چه مرگشه 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خیلی میترسم یهو لرزمیفته به بدنم دلم هری میریزه استرس میگیرم گوش هام هیچی نمیشنوه 

یه بار یادمه گفتی برات یه دستگاهی خریده که باهاش کار کنی شاید حرص اونو داره آخه چه مرگیشه 

میدونه عضو نی نی سایتی؟؟؟؟

شاید اومده نظرهاتو خاطره ها تو خونده؟؟


اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ

یه بار یادمه گفتی برات یه دستگاهی خریده که باهاش کار کنی شاید حرص اونو داره آخه چه مرگیشه  مید ...

حرص اونو که داره همش میگه من برات همه کار کردم تو رفتی بالا من پول هام تموم شده اومدم پایین 

حرص اونو که داره همش میگه من برات همه کار کردم تو رفتی بالا من پول هام تموم شده اومدم پایین 

یه چی برات میگم شاید ربطی به تو نداشته باشه 

دایی من وقتی رفت خاستگاری همسرش انگار تو دنیا فقط همین دختر وجود داره باهم ازدواج کردن پدرزنش خیلی پولدار ولی یه ریال کمکشون نکرد

چهار سال مستاجر بودن داییم جشن تولد و طلا میگرفت برای زنش همه رو دعوت میکرد آنقدر خوب و عاشقانه زنش تو خونه دست به سیاهک سفید هم نمی زد همه کارها رو خودش انجام میداد هیچکی جرات نداشت بگه چرا زنت هیچ کاری بلد نیست

یکم پول پس انداز کرد پدر زنش پولشو گرفت و به اسم خودش یه خونه سه طبقه خرید گفت برید توش و طلبم رو کم کم صاف کنید پول دایی من اندازه یه طبقه اش میشد ولی سند کامل به نام پدرزنش بود

بعد داییم شروع کرد به ناسازگاری یه دفعه زدن به تیپ و تاپ همدیگه و داییم یه کلام گفت فقط طلاق و هرچی تو زندگیشون بود رو کرد و گفت نمیخوامش کار خونه نمیکنه خانوادش فلانن پشت سر شماها بد و بیراه میگه و...

زنش هم گریه میکرد که این قبلا یه تو به من نمیگفت از وقتی اومدم تو این خونه همه اش فحش پدر مادرم میده و...

خلاصه فهمیدن بخاطر پولش بوده 

پدر زنش پولشو پس داد زنش هم یه مقدار طلاهاشو فروخت و باقرض و وام یه خونه کوچیکتر خریدن ولی به نام داییم و پول خودشون

الان بیا و ببین عشق برگشت و همه چی اومد سر جاش

شما هم ببین اگه مشکل اون دستگاههکه نمیدونم چیه برگردون بهش بگو تو مهمی بگو تو کاسبی کن من میشینم تو خونه ات تو نون بیار

اینجا ایران است رو برای تحقیر به کار نبرید💔هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.- مارتین لوترکینگ

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  11 ساعت پیش
توسط   دختر_نوجوان  |  6 ساعت پیش